logo designApril 28, 202616 min read

ساخت گرید لوگو: چهار سیستم گرید و زمان استفاده از هرکدام

چهار گرید لوگو وجود دارد، نه یکی: پایه (Base)، ساخت (Construction)، ترکیب‌بندی (Lockup) و فضای خالی (Clearspace). هرکدام برای چیست، چه زمانی اتفاق می‌افتد، چهار شکل پایه‌ی گرید از جمله نسبت طلایی، تحلیل ساختاری Apple، Twitter، Mastercard، NBC و FedEx، و جایی که نشان‌های خوب عمداً گرید را می‌شکنند.

By Boone
XLinkedIn
A handwritten sheet in blue ink, triangle nudge right, circle draw taller, crossbar thin it, spacing by eye

گرید لوگو سیستمی از راهنماهای هندسی است که تناسب، زاویه و فاصله‌گذاری یک نشان را محدود می‌کند. این یک چیز واحد نیست. چهار گرید لوگوی مختلف چهار وظیفه‌ی متفاوت انجام می‌دهند و در چهار لحظه‌ی متفاوت رخ می‌دهند: پیش از طراحی، پس از طراحی، هنگام جفت‌کردن نشان با تایپ، و زمانی که لوگو تمام شده و قرار است وارد راهنمای برند شود.

تقریباً هیچ‌کس این‌ها را نام‌گذاری نمی‌کند. نام‌گذاری استفاده‌شده در اینجا از تحلیل استودیو Akrivi درباره‌ی چهار سیستم گرید لوگو گرفته شده، شفاف‌ترین نسخه‌ای که نوشته شده: پایه (Base)، ساخت (Construction)، ترکیب‌بندی (Lockup)، فضای خالی (Clearspace). وقتی این چهار نام را داشته باشید، بیشتر بحث درباره‌ی اینکه آیا گریدها صنعتی واقعی هستند یا نمایش، حل می‌شود، چون معمولاً دو نفر درباره‌ی دو گرید متفاوت صحبت می‌کنند.

گرید لوگو واقعاً چیست

گرید لوگو مجموعه‌ای از راهنماهای ساختاری است که با خطوط آبی روشن یا مرجانی زیر نشان کشیده می‌شود و هندسه‌ای را که نشان درون آن قرار می‌گیرد تعریف می‌کند. مربع‌ها، دایره‌ها، مستطیل‌های نسبتی، خطوط زاویه‌ای. این راهنماها سه کار انجام می‌دهند:

  • یکپارچگی را تضمین می‌کند. یک نشان دایره‌ای ساخته‌شده بر اساس یک شعاع واحد به‌عنوان یک شکل خوانده می‌شود. اگر آزادانه طراحی شود، سه منحنی کمی متفاوت دارد و حتی با اختلاف دو پیکسل ناموزون به نظر می‌رسد.
  • تناسب را تضمین می‌کند. یک گرید نسبت میان عناصر را رمزگذاری می‌کند، وزن خط به ارتفاع حروف، شکل درونی به شکل بیرونی، فاصله‌ی داخلی به ناحیه‌ی زنده، تا نشان بدون انحراف مقیاس‌پذیر شود.
  • نشان را برای طراح بعدی خوانا می‌کند. لوگویی با گرید منتشرشده قابل بازتولید است. لوگویی بدون آن به فایل اصلی و قضاوت اصلی وابسته است و هر بار که کسی آن را در آخرین لحظه باز می‌کند، کیفیتش افت می‌کند.

کاری که گرید انجام نمی‌دهد این است که لوگو را برایتان طراحی کند. این یک محدودیت است، نه یک ابداع. شکل کسالت‌آور را جذاب نمی‌کند. فقط شکل قوی را یکپارچه می‌کند.

چهار سیستم گرید لوگو، و اینکه هرکدام چه زمانی رخ می‌دهد

#گریدچه زمانی استفاده می‌شودبرای چیست
۱پایه (Base)پیش از طراحیساختار و یکپارچگی، داربستی که رویش طراحی می‌کنید
۲ساخت (Construction)پس از طراحیبازرسی، آشکارسازی لنگرها، دسته‌ها، خطوط بیرونی، خطاهای هم‌ترازی
۳ترکیب‌بندی (Lockup)هنگام جفت‌کردن نشان و تایپهماهنگی و سلسله‌مراتب، فاصله میان این دو
۴فضای خالی (Clearspace)وقتی لوگو نهایی شدهمنطقه‌ی حریم، اینکه لوگو چقدر فضای اطراف نیاز دارد

این چهار گرید نسخه‌های متفاوتی از یکدیگر نیستند و قابل‌تعویض هم نیستند. گرید پایه داربستی است که رویش می‌سازید. گرید ساخت بازرسی‌ای است که بعداً انجام می‌دهید. گرید ترکیب‌بندی درباره‌ی رابطه‌ی میان دو شیء است. گرید فضای خالی قاعده‌ای است که به هر کسی که بعداً از لوگو استفاده می‌کند می‌دهید.

یک شخصیت کوچک که با جوهر کشیده شده و به یک ذره‌بین راه‌رونده نگاه می‌کند، گرید ساخت در حال بازرسی نشان
یک شخصیت کوچک که با جوهر کشیده شده و به یک ذره‌بین راه‌رونده نگاه می‌کند، گرید ساخت در حال بازرسی نشان

بیشتر سروصدا درباره‌ی گریدهای لوگو از یکی‌کردن این‌ها می‌آید. وقتی کسی نشان تمام‌شده‌ای را با دایره‌های احاطه‌کننده پست می‌کند و آن را دلیل دقت می‌نامد، آن گرید ساخت است که پس از انجام کار کشیده شده. وقتی کسی می‌گوید گریدها شخصیت را می‌کشند، معمولاً منظورش گریدهای پایه است. هر دو می‌توانند همزمان درست باشند، چون درباره‌ی اشیای متفاوتی بحث می‌کنند.

۱. گریدهای پایه: داربستی که رویش طراحی می‌کنید

پیش از طراحی استفاده می‌شود. هدف: ساختار، یکپارچگی، بی‌نیازی از حدس‌زدن تناسب‌ها. گرید پایه میدانی تکرارشونده است که پیش از وجود نشان چیده می‌شود و در چهار شکل رایج می‌آید.

یک پرگار با صورت، کشیده‌شده با جوهر، در حال کشیدن اولین قوس یک نشان
یک پرگار با صورت، کشیده‌شده با جوهر، در حال کشیدن اولین قوس یک نشان
شکلساختارمناسب برای
مربع (گرید ۸ نقطه‌ای)میدان کاشی‌شده با مربع‌های مساوی، واحد پایه معمولاً ۸ پیکسل در بوم ۱۰۲۴ پیکسلی، کنترل وزن خط، شعاع گوشه، فاصله‌گذاریمونوگرام‌ها، نشان‌های حرفی، وردمارک‌های سنس هندسی، نشان‌ها روی محفظه‌های مستطیلی
ایزومتریکمیدان مثلثی در زاویه‌ی ۳۰ درجهنشان‌هایی با عمق ضمنی یا هندسه‌ی سه‌وجهی قابل‌مشاهده
شش‌ضلعیمیدان لانه‌زنبورینشان‌های شعاعی و سلولی که تقارن شش‌طرفه کار را انجام می‌دهد
نسبت طلاییدایره‌ها و مستطیل‌هایی با رابطه‌ی ۱.۶۱۸نشان‌های منحنی‌محور

گرید ۸ نقطه‌ای پیش‌فرض طراحی رابط کاربری مدرن است. مقیاس فاصله‌گذاری Material، iOS و Tailwind همگی بر پایه‌ی واحد ۸ یا ۴ نقطه‌ای فرض می‌شوند، بنابراین لوگویی که رویش ساخته شده بدون ناهم‌خوانی زیرپیکسلی وارد یک رابط ۸ نقطه‌ای می‌شود. نشان حرفی IBM روی یک گرید ماژولار تنگ نشسته که فاصله‌ی نوارها و هشت راه‌راه افقی‌اش را کنترل می‌کند.

نسبت طلایی، و چرا «گرید دایره‌ای» یک چیز واقعی نیست

«گرید دایره‌ای» یک سیستم گرید نام‌گذاری‌شده نیست. وقتی کسی این را می‌گوید، منظورش یکی از دو چیز واقعی است: یک گرید پایه‌ی نسبت طلایی، یا یک گرید ساخت که معمولاً به‌صورت دایره روی یک نشان تمام‌شده کشیده می‌شود. یکی‌کردن این دو، سرچشمه‌ی بیشتر سردرگمی درباره‌ی گریدهای لوگو است.

گریدهای نسبت طلایی با یک دایره‌ی لنگر شروع می‌شوند، سپس دایره‌هایی اضافه می‌شوند که شعاع‌شان با اولی رابطه‌ای ثابت دارد، ۱:۱.۶۱۸ (طلایی)، ۱:۱.۴۱۴ (نقره‌ای)، یا ۱:۲. هر دایره‌ی جدید درون اولی جای می‌گیرد، در زاویه‌ای مشخص با آن تقاطع پیدا می‌کند، یا در فاصله‌ای مشخص به بیرون گسترش می‌یابد، و نشان روی قوس‌ها و تقاطع‌ها کشیده می‌شود.

  • Twitter (پرنده‌ی ۲۰۱۲): از چهارده دایره‌ی هم‌پوشان با سه شعاع ساخته شده. هر منحنی، سر، بال، سینه، منقار، از قوس یکی از آن‌ها پیروی می‌کند.
  • Mastercard: دو دایره با شعاع مساوی، با فاصله‌ای مشخص، که هم‌پوشانی‌شان بلوک رنگ را تعریف می‌کند.
  • طاووس NBC: شعاعی، یازده پر، هرکدام قطره‌اشکی ساخته‌شده از قوس‌هایی که در فواصل زاویه‌ای ثابت چیده شده‌اند.

یک هشدار صادقانه: نسبت طلایی بیشتر به‌عنوان یک بررسی سنجه‌ای مفید است تا یک مولد. طراحانی که می‌گویند «لوگو را بر پایه‌ی نسبت طلایی طراحی کردم» معمولاً اول نشان را کشیده‌اند و بعد متوجه نسبت شده‌اند. استفاده از فی برای بررسی، صنعتگری معقولی است. استفاده از آن به‌عنوان محرک تحت‌اللفظی هر اندازه‌گیری، مهندسی بیش‌ازحد است، و بریف لو‌رفته‌ی پپسی ۲۰۰۸، با کشش گرانشی‌اش و میدان مغناطیسی زمین، یادبود همین قضیه است.

بیشتر نشان‌های واقعی به‌جای پایبندی به یک شکل، آن‌ها را ترکیب می‌کنند. Apple همان تحلیلی است که در مدارس طراحی دست‌به‌دست می‌شود: بدنه، گاز‌گرفتگی، و برگ روی دایره‌های هم‌پوشان ساخته شده‌اند، اما هم‌ترازی برگ با بدنه، رابطه‌ی عرض به ارتفاع، و جای‌گیری گازگرفتگی همگی روی یک گرید ماژولار می‌نشینند. دایره‌ها را بردارید، سیب شکلش را از دست می‌دهد. فاصله‌گذاری ماژولار را بردارید، تعادلش را از دست می‌دهد. BMW همان داستان است با یک نشان دایره‌ای و تایپوگرافی حلقه‌ای ماژولار. اشتباه انتخاب گرید پایه بر اساس ترجیح زیبایی‌شناختی به‌جای هندسه‌ی نشان است.

۲. گریدهای ساخت: همانی که همه پستش می‌کنند

پس از طراحی استفاده می‌شود. هدف: بازرسی، همان جلایی که مشتری را وادار می‌کند بپرسد چطور این‌قدر دقیق است. گرید ساخت لنگرها، دسته‌ها، خطوط بیرونی و خطوط گرید درون یک نشان تمام‌شده را آشکار می‌کند، تا بتوانید اشتباهات را پیش از مشتری پیدا کنید: خطوط ناموزون، منحنی‌ای که دسته‌اش دو درجه کج است، شکلی که یک واحد کمتر از هم‌ترازی با شکل کناری‌اش است. با دست، سی تا شصت دقیقه برای هر لوگو زمان می‌برد.

این گریدی است که تقریباً در هر ارائه‌ی ری‌براند دیده می‌شود: یک نشان تمام‌شده، شبکه‌ای از دایره‌ها روی آن، اتاقی پر از آدم که آن را دلیل دقت می‌خوانند. هر دو حرفی که مردم درباره‌ی آن اسلاید می‌زنند همزمان درست است. این ابزاری واقعی از صنعتگری است، و پس از تمام‌شدن نشان کشیده شده. سؤالی که ارزش پرسیدن دارد وقتی آن اسلاید ظاهر می‌شود «آیا از گرید استفاده کردی» نیست. سؤال این است کدام بخش‌ها را عمداً شکستی، و چرا.

۳. گریدهای ترکیب‌بندی: نشان و تایپ

هنگام جفت‌کردن یک نشان‌واره با یک تایپ‌واره استفاده می‌شود. هدف: هماهنگی و سلسله‌مراتب. چیدن، هم‌تراز‌کردن، یا جفت‌کردن یک نشان و وردمارک با چشم جایی است که هویت‌های در غیر این‌صورت قوی از هم می‌پاشند، چون «کمی خارج از مرکز» یادداشتی است که سه هفته بعد از مشتری می‌رسد و پس از آن دیگر نادیده گرفته نمی‌شود.

گرید ترکیب‌بندی به‌جای شکل‌ها، رابطه را ثابت می‌کند. از تکنیک‌هایی مثل قاعده‌ی یک‌سوم برای نگه‌داشتن فاصله‌گذاری یکسان میان نشان و تایپ استفاده می‌کند، رابطه‌ی بصری را در چیدمان افقی و عمودی پایدار نگه می‌دارد، و باعث می‌شود چیدمان تصمیم‌گرفته‌شده به نظر برسد، نه بداهه. تقریباً هیچ لوگویی به‌صورت یک شیء واحد عرضه نمی‌شود. بیشترشان به‌صورت یک نشان، یک وردمارک، یک ترکیب‌بندی افقی، و یک ترکیب‌بندی چیده‌شده عرضه می‌شوند، و گرید ترکیب‌بندی همان چیزی است که این چهار را با هم یکپارچه نگه می‌دارد.

۴. گریدهای فضای خالی: قاعده‌ای که تحویل می‌دهید

وقتی لوگو نهایی است استفاده می‌شود. هدف: محافظت از لوگو در برابر هر کسی که بعداً از آن استفاده می‌کند. گرید فضای خالی منطقه‌ی حریم را تعریف می‌کند، حائلی دور لوگو که هیچ چیز دیگری در آن مجاز نیست. معمولاً در واحدی که از خود نشان مشتق شده بیان می‌شود، معمولاً با علامت X، تا قاعده با لوگو مقیاس شود به‌جای اینکه یک تعداد پیکسل ثابت باشد که در اندازه‌ی بیلبورد دیگر معنا ندهد.

این کم‌جلوه‌ترین این چهار است و همانی که بیشترین احتمال بقا در برابر واقعیت را دارد، چون همان گریدی است که در راهنماهای برند چاپ می‌شود. هر بار که لوگویی گوشه‌ی یک پوستر فشرده و کنار یک تیتر گیر می‌افتد، آن قاعده‌ی فضای خالی‌ای است که یا اصلاً وجود نداشته یا هرگز تحویل داده نشده.

تحلیل‌های ساختاری لوگوهای معروف

هفت لوگو، و اینکه در هرکدام کدام گرید کار را انجام می‌دهد.

لوگوگرید پایهچه چیزی را گرید کنترل می‌کندچه چیزی را کنترل نمی‌کند
Appleدایره‌های نسبتی با هم‌ترازی ماژولارپیوستگی منحنی بدنه، برگ، و گازگرفتگیاندازه‌ی دقیق گازگرفتگی، که سلیقه است
Twitter (پرنده‌ی ۲۰۱۲)دایره‌های نسبتی (۱۴ دایره، ۳ شعاع)هر منحنی در بدنه‌ی پرندهژست، حالت رو‌به‌بالا
Mastercardدو دایره‌ی مساویشعاع دیسک‌ها و فاصله‌ی هم‌پوشانیسایه‌ی رنگ‌های برند
طاووس NBCشعاعی (۱۱ پر، زوایای ثابت)قوس پر و فاصله‌گذاری چرخشییازده انتخاب رنگ برند
FedExماژولار مربعی با پوشش‌های نسبتیارتفاع کپیتال، وزن خط، کرنینگ نوری، فلشحروف سفارشی
Pepsi 2008دایره‌های نسبت طلایی، هم‌ترازی ماژولارزاویه‌ی لبخند، نسبت‌های نوارتصمیم برای عرضه‌ی یک لبخند
Toyotaپایه‌ی ماژولار، سه بیضی متقاطعتقاطع‌ها و نسبت‌های بیضیاستعاره‌ی طراحی ژاپنی

FedEx ارزش جداکردن دارد. فلش پنهان میان E و x یک تصادف خوشحال‌کننده نیست. نتیجه‌ی قابل‌مشاهده‌ی گریدی است که خواستار این بود که فضای منفی میان دو حرف به شکلی قابل‌استفاده تبدیل شود. این اتفاق در کرنینگ آزاد رخ نمی‌دهد، و در دایره‌های نسبتی تنها هم رخ نمی‌دهد. الگو در هر هفت مورد: هر گرید هندسه را مدیریت می‌کند، و هیچ‌کدام مفهوم را تولید نمی‌کند. مفهوم از موقعیت‌یابی، نام‌گذاری، و بینش دسته‌بندی می‌آید؛ گرید بعداً می‌آید تا آن را قابل‌بازتولید کند.

تصحیح‌های بصری که عمداً گرید را می‌شکنند

هر لوگوی گرید‌شده‌ی عالی حداقل در سه جا گریدش را می‌فریبد، چون چشم و ریاضی توافق ندارند، و این چشم است که خریدار است. تصحیح بصری عمل شکستن گرید به‌اندازه‌ای کوچک و عمدی است تا مشکل ادراکی‌ای را که گرید ایجاد می‌کند، حل کند.

تصحیحمشکلراه‌حل
مثلث‌ها به چپ می‌روندیک مثلث دکمه‌ی پخش که ریاضی‌وار درون مربع مرکز‌چین شده، از نظر بصری به چپ متمایل به نظر می‌رسد، چون جرم بصری به سمت لبه‌ی راست متمرکز می‌شودآن را ۱ تا ۳ درصد به راست مرکز ریاضی جابه‌جا کنید. Apple Music، YouTube، هر دکمه‌ی پخشی در هر سرویس استریمی این را از پیش دارد
دایره‌ها در همان ارتفاع مربع‌ها کوچک‌تر خوانده می‌شونددایره‌ای که با ارتفاع کپیتال حروف اطرافش هم‌اندازه است، کمی کوچک به نظر می‌رسدآن را ۲ تا ۵ درصد بزرگ‌تر کنید. حرف «O» در بیشتر فونت‌های حرفه‌ای دقیقاً به همین اندازه از «H» بلندتر است
افقی‌ها سنگین‌تر از عمودی‌ها خوانده می‌شوندخط تیره‌ای که با همان وزن ستون‌های کناری‌اش کشیده شده، چاق به نظر می‌رسد و حرف را ته‌سنگین می‌کندآن را ۱۰ تا ۱۵ درصد نازک‌تر بکشید. هر فونتی را باز کنید و به یک «H» بزرگ نگاه کنید: خط تیره هرگز با ستون‌های عمودی برابر نبوده. همین برای بازوهای «E» یا «F» صادق است
فاصله‌گذاری بصری است، هرگز اندازه‌گیری‌شدهفاصله‌های اندازه‌گیری‌شده‌ی مساوی میان حروف ناموزون به نظر می‌رسند، چون یک «A» کنار یک «V» فضای سفید بسیار بیشتری را احاطه می‌کند تا یک «H» کنار یک «I»با چشم فاصله‌گذاری کنید و مساحت سفید میان حروف را متعادل کنید نه فاصله را. به همین دلیل کرنینگ اصلاً وجود دارد، و به همین دلیل هیچ لوگویی هرگز با خط‌کش فاصله‌گذاری نشده

گریدی که این تصحیح‌ها را اجازه نمی‌دهد برای عرضه بیش‌ازحد سفت است. گرید نقطه‌ی شروع است، نه یک قرارداد. انضباط این است که هر تصحیح را ردیابی کنید، آن را روی گرید ساخت علامت بزنید، و توضیح دهید چرا، چون طراح بعدی که فایل را باز می‌کند وسوسه می‌شود که آن انحراف را «تصحیح» کند و تعادل بصری را خراب کند.

یک دکمه‌ی پخش کشیده‌شده با جوهر، مثلث درون دایره‌اش با چهره‌ای نگران و فلشی که آن را به راست هل می‌دهد
یک دکمه‌ی پخش کشیده‌شده با جوهر، مثلث درون دایره‌اش با چهره‌ای نگران و فلشی که آن را به راست هل می‌دهد

به لوگویی نیاز دارید که روی یک گرید ساخت واقعی ساخته شده باشد، با تصحیح‌های بصری، سیستم ماژولار، و قواعدی که در هر سطحی پابرجا می‌مانند؟ برینی را استخدام کنید. ما سیستم‌های لوگو را از طریق LogoBrainy و هویت‌های برند کامل را برای تیم‌هایی که استراتژی، ساخت، و تایپوگرافی را در یک تحویل می‌خواهند، عرضه می‌کنیم.

کجا گرید کمک می‌کند و کجا لوگو را بیش‌ازحد مهندسی می‌کند

گریدهای پایه وقتی نشان هندسی و ماژولار است کمک می‌کنند. وقتی نشان به شخصیت، ژست، یا گرمایی نیاز دارد که هیچ گریدی نمی‌تواند تأمین کند، ضرر می‌زنند. سه‌تای دیگر کمتر بحث‌برانگیز هستند: گریدهای ساخت، ترکیب‌بندی، و فضای خالی روی تقریباً هر لوگویی، حتی لوگوهای ژستی، مفیدند، چون نشان را بازرسی و محافظت می‌کنند نه اینکه آن را تولید کنند.

گره‌ای از دایره‌های هم‌پوشان و خطوط ساخت کشیده‌شده با جوهر با یک نشان کوچک نگران دفن‌شده در میان
گره‌ای از دایره‌های هم‌پوشان و خطوط ساخت کشیده‌شده با جوهر با یک نشان کوچک نگران دفن‌شده در میان
  • گریدهای پایه ارزش خود را نشان می‌دهند در: مونوگرام‌ها و نشان‌های حرفی هندسی (IBM، NASA، HBO، GE)، نشان‌های تصویری ساخته‌شده (Apple، Twitter، Mastercard، BMW، Toyota)، نشان‌های ماژولار ساخته‌شده روی دایره‌ها، شش‌ضلعی‌ها، یا مربع‌ها با هندسه‌ی درونی، و وردمارک‌های سنس هندسی (FedEx، Visa، Google پس از ۲۰۱۵).
  • گریدهای پایه بیش‌ازحد مهندسی می‌کنند: وردمارک‌های اسکریپت سفارشی (Coca-Cola، Disney، Tiffany) که ژست خودِ دارایی است، نشان‌های دست‌کشیده یا تصویری، نشان‌های خوش‌نویسی و سبک تاریخی که شخصیت در نقص زندگی می‌کند، و هر برندی که استراتژی‌اش گرما یا صمیمیت است، چون گرید ساخت سفت‌وسخت نشانه‌ی دقت و مهندسی می‌فرستد که با استراتژی در تضاد است.

قاعده‌ی تصمیم: اگر نشان هندسی، ماژولار، یا ساخته‌شده از شکل‌های قابل‌بازتولید است، یک گرید پایه بسازید. اگر ژستی، تصویری، یا شخصیت‌محور است، اول اسکیس کنید و از گرید پایه‌ی سبکی فقط برای یکپارچگی تناسبی استفاده کنید. به هر حال، همچنان پیش از ارائه یک گرید ساخت اجرا کنید، همچنان یک گرید ترکیب‌بندی بسازید، و همچنان یک قاعده‌ی فضای خالی تحویل دهید.

چطور یک گرید لوگو را از صفر راه‌اندازی کنیم

پنج مرحله که یک فایل خالی فیگما را به یک گرید پایه‌ی کارآمد تبدیل می‌کند، سپس سه مرحله‌ی دیگر که کار را تمام می‌کند.

  1. اندازه‌ی بوم اصلی را انتخاب کنید. ۱۰۲۴ در ۱۰۲۴ پیکسل برای نشان‌های دیجیتال‌محور، ۱۲۰۰ در ۱۲۰۰ برای نشان‌های سردبیری یا چاپ‌محور. عدد باید به‌طور دقیق بر واحد پایه‌تان بخش‌پذیر باشد.
  2. واحد پایه را انتخاب کنید. ۸ پیکسل برای بیشتر موارد، ۴ برای کار تایپوگرافی ظریف، ۱۶ برای نشان‌های بزرگ‌مقیاس یا ساده. یک Layout Grid فیگما در آن واحد تنظیم کنید.
  3. ناحیه‌ی زنده را تعریف کنید. ناحیه‌ی درونی‌ای که نشان در آن قرار می‌گیرد. پیش‌فرض معقول ۷۵ درصد مرکزی بوم است، با ۱۲.۵ درصد فاصله‌ی داخلی در هر طرف، و این فاصله باید مضرب دقیقی از واحد پایه باشد.
  4. شکل گرید پایه را انتخاب کنید. مربع برای نشان‌های ماژولار و تایپوگرافیک، ایزومتریک برای عمق ضمنی، شش‌ضلعی برای هندسه‌ی شعاعی و سلولی، دایره‌های نسبت طلایی برای نشان‌های منحنی‌محور. بیشتر نشان‌ها در نهایت میدان مربعی را با دایره‌های نسبتی روی آن ترکیب می‌کنند.
  5. نشان را روی راهنماها بسازید. هر بُعد قابل‌اندازه‌گیری به گرید می‌چسبد. جایی که تصحیح بصری لازم است، عمداً گرید را بشکنید و شکست را حاشیه‌نویسی کنید.
  6. یک گرید ساخت روی نشان تمام‌شده اجرا کنید و آنچه را آشکار می‌کند تصحیح کنید.
  7. گرید ترکیب‌بندی را بسازید برای هر چیدمانی که عرضه می‌کنید: افقی، چیده‌شده، نشان تنها.
  8. فضای خالی را تعریف کنید در واحدی که از نشان مشتق شده، و آن را در راهنماها بگذارید.
یک شخصیت گرد کشیده‌شده با جوهر که به خط‌کشی که در آغوش دارد چپ‌چپ نگاه می‌کند، چشم و ریاضی در توافق نیستند
یک شخصیت گرد کشیده‌شده با جوهر که به خط‌کشی که در آغوش دارد چپ‌چپ نگاه می‌کند، چشم و ریاضی در توافق نیستند

مراحل ۱ تا ۵ بار اول سی دقیقه طول می‌کشند، بعد از آن ده دقیقه. خروجی یک فایل فیگما است که هر طراح دیگری می‌تواند باز کند و بدون حدس‌زدن تناسب‌ها ادامه دهد. فیگما پیش‌فرض بیشتر کارهای مدرن لوگو است؛ ایلوستریتور همچنان کنترل بزیه‌ی دقیق‌تری برای تمیزکاری نهایی وکتور دارد. همان واحد پایه‌ی ماژولار که لوگو را یکپارچه نگه می‌دارد، ریتم طراحی سیستم آیکون و ریتم تایپوگرافیک تحویل گسترده‌تر قیمت‌گذاری طراحی هویت برند را نیز نگه می‌دارد.

پرسش‌های متداول

چهار نوع گرید لوگو کدام‌اند؟

پایه، ساخت، ترکیب‌بندی، و فضای خالی، که در چهار لحظه‌ی متفاوت رخ می‌دهند. گرید پایه داربستی است که پیش از طراحی چیده می‌شود، و می‌تواند مربعی، ایزومتریک، شش‌ضلعی، یا نسبت طلایی باشد. گرید ساخت گذر بازرسی‌ای است که روی نشان تمام‌شده اجرا می‌شود تا لنگرها، دسته‌ها، و خطاهای هم‌ترازی را آشکار کند. گرید ترکیب‌بندی فاصله‌گذاری میان یک نشان‌واره و تایپ‌واره‌اش را مدیریت می‌کند، و گرید فضای خالی منطقه‌ی حریم را تعریف می‌کند که در راهنماهای برند قرار می‌گیرد.

آیا چیزی به‌نام گرید لوگوی دایره‌ای وجود دارد؟

نه به‌عنوان یک سیستم گرید نام‌گذاری‌شده. آنچه مردم معمولاً منظورشان است یک گرید پایه‌ی نسبت طلایی است، ساخته‌شده از دایره‌هایی که شعاع‌شان با نسبت ۱.۶۱۸ به هم مرتبط است، سبک ساخت پرنده‌ی Twitter و Mastercard. ممکن است منظورشان یک گرید ساخت هم باشد، چون این‌ها معمولاً به‌صورت دایره روی یک نشان تمام‌شده کشیده می‌شوند. نامیدنش «گرید دایره‌ای» شکل یک گرید پایه را با نوع گرید یکی می‌کند، و اینجاست که بیشتر سردرگمی شروع می‌شود.

گرید ۸ نقطه‌ای در طراحی لوگو چیست؟

یک گرید پایه‌ی مربعی که در آن هر بُعد قابل‌اندازه‌گیری در لوگو، عرض خط، شعاع گوشه، فاصله‌ی داخلی، ارتفاع کپیتال، فاصله‌گذاری، مضربی از ۸ پیکسل است. این گرید پایه‌ی غالب در طراحی رابط کاربری و لوگوی مدرن است چون به‌طور تمیزی با iOS، اندروید، و بیشتر سیستم‌های طراحی وب هم‌راستا می‌شود. گرید ۴ نقطه‌ای همان ایده در وضوح بالاتر است. این برای مونوگرام‌های هندسی، نشان‌های حرفی، و نشان‌های ماژولار مناسب است.

چطور از نسبت طلایی در طراحی لوگو استفاده می‌کنید؟

به‌عنوان یک بررسی سنجه‌ای برای تناسب‌ها، نه یک مولد. طراحان معمولاً اول نشان را می‌کشند، سپس بررسی می‌کنند که روابط کلیدی، عرض نشان به ارتفاع، شکل درونی به بیرونی، برگ به بدنه در نشانی مثل Apple، نزدیک به فی می‌نشینند. وقتی نسبت‌ها به‌طور طبیعی نزدیک به ۱.۶۱۸ بنشینند، نشان تمایل به احساس تعادل دارد. مجبورکردن هر اندازه‌گیری به پیروی از آن مهندسی بیش‌ازحد است و معمولاً نتایج سفت تولید می‌کند.

آیا همه‌ی لوگوها به گرید نیاز دارند؟

هر لوگویی به قاعده‌ی فضای خالی نیاز دارد و، اگر هم نشان و هم وردمارک داشته باشد، به گرید ترکیب‌بندی. نه همه‌ی لوگوها به گرید پایه‌ی سفت نیاز دارند. نشان‌های ساخته‌شده، مونوگرام‌های هندسی، نشان‌ها، نشان‌های تصویری ماژولار مثل Apple، Twitter، Mastercard، به یکی نیاز دارند چون هندسه باید یکپارچه باشد. نشان‌های ژستی، اسکریپت‌های سفارشی مثل Coca-Cola یا Disney، تصویرسازی دست‌کشیده، مسکات‌های شخصیتی، معمولاً وقتی یکی را به‌زور رویشان بگذارند رنج می‌برند.

گرید یک ابزار است، نه یک فضیلت

گرید ابزاری برای حل مسائل هندسی در لوگو است. جایگزینی برای داشتن لوگویی که ارزش حل‌کردن دارد نیست. Apple، پرنده‌ی Twitter، دیسک‌های Mastercard، طاووس NBC، فلش FedEx، همه‌ی این نشان‌ها زمانی که عرضه شدند در یک گرید زندگی می‌کردند، اما هیچ‌کدام به‌عنوان گرید شروع نشدند. آن‌ها به‌عنوان یک مفهوم، یک بینش موقعیت‌یابی، یک تصمیم دسته‌شکن درباره‌ی اینکه برند تلاش می‌کرد چه چیزی باشد شروع شدند. گرید بعداً آمد، تا مفهوم را قابل‌بازتولید کند.

طراحان در مرحله‌ی اولیه‌ی یک نشان ساخته‌شده گاهی ترتیب را برعکس می‌کنند: فیگما را باز می‌کنند، یک گرید پایه‌ی پیچیده تنظیم می‌کنند، لوگویی رویش می‌سازند، و شش ساعت بعد بالا نگاه می‌کنند و تعجب می‌کنند چرا نتیجه عمومی است. گرید یکپارچگی تولید کرد، نه مفهوم. مفهوم باید از جای دیگری بیاید، تصمیم وردمارک در برابر لترمارک، استراتژی برند، موقعیت‌یابی دسته‌بندی.

اشتباه معکوس به همان اندازه هزینه دارد: گرید را کاملاً نادیده بگیرید، آزادانه اسکیس کنید، هرگز یک سیستم واقعی راه‌اندازی نکنید، و نتیجه هر بار که بازسازی می‌شود در تناسب‌ها منحرف می‌شود و در اندازه‌های کوچک از هم می‌پاشد. راه‌حل این نیست که هر طرح را به‌زور روی یک گرید پایه بگذارید. این است که بدانید یک نشان مشخص واقعاً به کدام یک از این چهار گرید نیاز دارد، و چه زمانی. اگر برند خواستار یک نشان هندسی ساخته‌شده است، گرید پایه را بسازید، تصحیح‌های بصری را اجرا کنید، انحراف‌ها را مستند کنید. اگر خواستار یک نشان ژستی است، اول اسکیس کنید و سبک گرید بزنید. به هر حال، آن را با یک گرید ساخت بازرسی کنید، چیدمان‌ها را ترکیب‌بندی کنید، و یک قاعده‌ی فضای خالی عرضه کنید.

اگر مطمئن نیستید برند به کدام‌یک نیاز دارد، آن یک مشکل استراتژی است، نه یک مشکل لوگو، و هیچ مقدار کار گرید ساخت آن را حل نمی‌کند. اگر می‌خواهید یک سیستم لوگو ساخته‌شده روی صنعتگری ساخت واقعی، با گرید پایه، تصحیح‌های بصری، نسبت‌های تناسبی، ترکیب‌بندی‌ها، و مستنداتی که نشان را برای دهه‌ی بعدی یکپارچه نگه می‌دارد، برینی را استخدام کنید. ما سیستم‌های لوگو را از طریق LogoBrainy و هویت‌های برند کامل را برای تیم‌هایی که استراتژی، ساخت، و قواعد را در یک تحویل می‌خواهند، عرضه می‌کنیم.

Need a logo built on a real construction grid, with the optical corrections, the modular system, and the rules that hold up across every surface? Brainy ships logo systems through the LogoBrainy product, and full brand identities for teams that want the strategy, the construction, and the typography in one handoff.

Get Started

More from Brainy Papers

Keep reading