brand identityApril 17, 202614 min read

چطور هویت برند بسازید: چارچوب کامل برای طراحان

هفت مرحله ساخت هویت برند، از کشف اولیه تا اجرا، به همراه کارهایی که طراح در هر مرحله واقعاً انجام می‌دهد.

By Boone
XLinkedIn
how to create a brand identity
تصویر اصلی: هویت برند به شکل یک سیستم لایه‌بندی‌شده نشان داده شده، با لوگو، تایپوگرافی، پالت رنگ، قوانین صدا، بسته‌بندی، وب و تابلوهایی که با یک خط ساختاری سبک به هم متصل‌اند
تصویر اصلی: هویت برند به شکل یک سیستم لایه‌بندی‌شده نشان داده شده، با لوگو، تایپوگرافی، پالت رنگ، قوانین صدا، بسته‌بندی، وب و تابلوهایی که با یک خط ساختاری سبک به هم متصل‌اند

مشتری لوگو می‌خواهد. شما قبول می‌کنید چون فاکتور باید پرداخت شود. سه ماه بعد لوگو وجود دارد، مشتری هنوز ناراضی است، و هیچ‌کس نمی‌فهمد چرا.

چون آن‌ها به لوگو نیاز نداشتند. به هویت برند نیاز داشتند. لوگو یک تکه بود. تکه‌ای که به یاد می‌ماند، بله، اما نه تکه‌ای که واقعاً برند را کارآمد کرد. برند به خاطر هفت مرحله تصمیم‌گیری کار کرد که بیشتر آن‌ها قبل از اینکه لوگو وارد مکالمه شود اتفاق افتادند. نادیده گرفتن این مراحل دلیل شکست بیشتر پروژه‌های برند است.

هویت برند یک لوگو نیست. جواب این سوال است: این کسب‌وکار باید در همه جا چطور ظاهر شود؟

هویت برند یک سیستم است، نه یک لوگو

این آزمون را امتحان کنید. لوگوی مشتری‌تان را به یک غریبه نشان دهید. از آن‌ها بپرسید کسب‌وکار چه کاری انجام می‌دهد، برای چه کسی است، و چرا باید اهمیت بدهند. اگر نتوانند پاسخ دهند، هویت برند تحویل نداده‌اید. یک علامت تحویل داده‌اید.

هویت برند سیستمی است که این جواب‌ها را در هر سطحی که کسب‌وکار در آن ظاهر می‌شود آشکار می‌کند. لوگو خلاصه بصری فشرده است. سیستم نسخه گسترش‌یافته‌ای است که روی کارت ویزیت، بیلبورد، صفحه فرود، توییت، جعبه ارسال، ایمیل پشتیبانی، و اسلاید کیفنوت بنیان‌گذار کار می‌کند. همان کسب‌وکار. همان احساس. هر بار.

هفت مرحله این چارچوب سیستم کامل را تولید می‌کنند. هر مرحله یک خروجی مشخص، یک نقطه تأیید مشخص، و یک حالت شکست مشخص دارد اگر از آن بگذرید. آن‌ها را به ترتیب دنبال کنید. انباشته می‌شوند. نمی‌توانید هویت بصری را قبل از استراتژی انجام دهید. نمی‌توانید استراتژی را قبل از کشف انجام دهید. هر میان‌بر یک دور بازنگری است که بعداً بهایش را خواهید پرداخت.

مرحله ۱: کشفی که حق طراحی را به دست می‌آورد

کشف جایی است که بیشتر پروژه‌ها بی‌سروصدا شکست می‌خورند. طراحان آن را مقدمه خسته‌کننده‌ای می‌بینند قبل از کار واقعی. مشتریان آن را فرمی می‌بینند که باید پر کنند. هر دو اشتباه می‌کنند. کشف جایی است که به اندازه کافی درباره کسب‌وکار یاد می‌گیرید که نظری ارزش پرداخت داشته باشید.

کار طراح در کشف این است که سه نوع حقیقت را از مشتری استخراج کند. اینکه کسب‌وکار واقعاً چه می‌کند (نه اینکه بنیان‌گذار آرزو می‌کند چه کاری کند). اینکه کسب‌وکار واقعاً برای چه کسی است (نه اینکه بنیان‌گذار آرزو می‌کند چه کسی آن را بخرد). اینکه کسب‌وکار واقعاً با چه چیزی می‌جنگد (نه اسلاید رقابتی صیقل‌خورده).

یک جلسه ساختارمند اجرا کنید. نه یک تماس غیررسمی. یک جلسه کاری، ۹۰ دقیقه، با این سوال‌ها روی صفحه‌ای مشترک.

درباره کسب‌وکار

  • کسب‌وکار را در یک جمله توصیف کنید. نه یک بیانیه مأموریت. یک جمله.
  • کسب‌وکار چه کاری انجام می‌دهد که جایگزین‌ناپذیر است؟
  • کسب‌وکار چه کاری انجام می‌دهد که جایگزین‌پذیر است اما باز هم انجام می‌دهد؟
  • سه رقیب نزدیک‌تر کی هستند؟ چرا کسب‌وکار بهتر یا متفاوت است؟

درباره مخاطب

  • بهترین مشتری‌ای که داشته‌اید را توصیف کنید. چه چیزی آن‌ها را مناسب کرد؟
  • مشتری‌ای که مجبور شدید اخراجش کنید را توصیف کنید. چه چیزی آن‌ها را نامناسب کرد؟
  • مشتری شب قبل از تصمیم به خرید چه چیزی گوگل می‌کند؟

درباره بلندپروازی

  • کسب‌وکار در دو سال آینده باید کجا باشد؟
  • برند باید چه چیزی را که الان مانع آن است فعال کند؟
  • می‌خواهید برند جذب چه کسانی را متوقف کند؟

همه چیز را بنویسید. اگر مشتری موافق باشد صدا ضبط کنید. رونوشت‌ها طلا هستند. مشتری چیزی در حاشیه خواهد گفت که تمام جایگاه‌یابی می‌شود.

خروجی پایان مرحله ۱: یک سند کشف. ۴ تا ۸ صفحه. خلاصه‌ای از آنچه شنیدید، آنچه به عنوان هسته برند می‌بینید، و سه یا چهار تنشی که فکر می‌کنید هویت باید حل کند. این سند قبل از باز کردن Figma تأیید می‌شود.

شکست اگر از آن بگذرید: هر دور بازنگری "وقتی ببینمش می‌فهمم" خواهد بود. لوگو را هفت بار طراحی مجدد می‌کنید و هرگز تأیید نمی‌گیرید چون هدف توافق‌شده‌ای وجود ندارد.

یک سند کشف حاشیه‌نویسی‌شده که به روش یک طراح چیده شده، با بخش‌های کلیدی قابل مشاهده: درباره کسب‌وکار، درباره مخاطب، درباره بلندپروازی
یک سند کشف حاشیه‌نویسی‌شده که به روش یک طراح چیده شده، با بخش‌های کلیدی قابل مشاهده: درباره کسب‌وکار، درباره مخاطب، درباره بلندپروازی

مرحله ۲: پایه استراتژی

وقتی کشف تمام شد، آن را به یک پایه استراتژی تقطیر می‌کنید. نه یک دک ۴۰ صفحه‌ای. یک سند تک‌صفحه‌ای که تمام تیم (شما و مشتری) می‌توانند آن را حفظ کنند.

پایه استراتژی پنج بخش دارد.

  1. بیانیه جایگاه‌یابی. یک جمله. "برای [مخاطب]، [کسب‌وکار] [دسته‌بندی]ی است که [تمایزدهنده]، چون [دلیل]." مثال: "برای بنیان‌گذاران SaaS سری A، Brainy یک استودیوی طراحی است که برند، وب، و محتوا را به عنوان یک سیستم ارائه می‌دهد، چون جامعه ما با بیش از ۲ میلیون طراح هر بریفی را تیزتر می‌کند."
  2. توصیف مخاطب. دو یا سه جمله که مخاطب اصلی و ثانوی را توصیف می‌کند. انسان‌های واقعی، نه پرسوناهایی با اسم‌های ساختگی.
  3. سه ستون برند. سه ایده‌ای که برند باید در هر سطحی منتقل کند. نه دوازده. نه پنج. سه.
  4. طیف لحن. جایی که برند در سه تا پنج محور لحن قرار دارد (جدی/بازیگوش، متخصص/قابل دسترس، جسور/محتاط، کلاسیک/معاصر، گرم/خنک). هر محور را علامت بزنید.
  5. آنچه برند نیست. سه جمله درباره اینکه برند نباید با چه چیزی اشتباه گرفته شود. این پاک‌ترین راه برای لنگر انداختن سلیقه است.

استراتژی جایی است که مشتری را متقاعد می‌کنید که برند چیست، قبل از اینکه آن‌ها را متقاعد کنید که برند چطور به نظر می‌رسد. اگر استراتژی رد شود، الان آن را بازبینی می‌کنید، ارزان. اگر استراتژی تأیید شود و طراحی بصری بعداً رد شود، می‌توانید مشکل را به یک خط استراتژی مشخص برگردانید و آن را حل کنید، به جای شروع از صفر.

خروجی پایان مرحله ۲: یک پایه استراتژی تک‌صفحه‌ای. توسط مشتری تأیید شده. در سند طراحی، صفحه جلد Figma، و بالای دستورالعمل‌های برند قرار گرفته.

شکست اگر از آن بگذرید: بر اساس فرضیات خودتان طراحی می‌کنید. مشتری همه چیز را رد می‌کند و نمی‌تواند بگوید چرا. هر دو ناامید می‌شوید. پروژه متوقف می‌شود.

مرحله ۳: هویت کلامی (قبل از بصری، همیشه)

این مرحله‌ای است که بیشتر طراحان از آن می‌گذرند یا آن را "نوشتن یک تگ‌لاین" می‌بینند. هویت کلامی از این بزرگ‌تر است. صدا، واژگان، و قوانین نوشتن برند است.

کلامی را قبل از بصری انجام دهید. دو دلیل. اول، کلماتی که به آن‌ها می‌رسید شکل احساس بصری را تعیین می‌کنند. برندی که جملات کوتاه و مستقیم می‌نویسد به تایپوگرافی متفاوتی از برندی نیاز دارد که جملات بلند و غنایی می‌نویسد. دوم، مشتریان کلمات را سریع‌تر از تصاویر تأیید می‌کنند، پس اعتبارسنجی سریع‌تری از استراتژی در یک رسانه کم‌خطرتر به دست می‌آورید.

خروجی‌های هویت کلامی:

توصیف صدا. سه صفت، به همراه توضیحی از اینکه هر صفت در عمل چطور به نظر می‌رسد. مثلاً: "مستقیم. ما آنچه منظورمان است را می‌گوییم. تعارف نمی‌کنیم. از کلیشه‌های تجاری عمومی اجتناب می‌کنیم." سپس سه صفتی که برند نیست، با مثال.

لیست واژگان. ۱۰ تا ۱۵ کلمه و عبارتی که برند استفاده می‌کند. ۱۰ تا ۱۵ کلمه‌ای که برند از آن‌ها اجتناب می‌کند.

نمونه‌های لحن. سه نمونه کپی: یک پست شبکه اجتماعی، یک خط هرو صفحه فرود، و یک پیام خطا. همان ایده اصلی، نوشته شده به صدای برند. این‌ها مرجع هر کپی‌رایتر آینده هستند.

قراردادهای نام‌گذاری (در صورت مرتبط بودن). چطور ویژگی‌های محصول نام‌گذاری می‌شوند. کسب‌وکار چطور درباره خودش صحبت می‌کند (نام برند در مقابل "ما" در مقابل "تیم"). مشتریان "کاربران"، "اعضا"، "مشتریان" یا چیز دیگری نامیده می‌شوند.

هویت کلامی را در یک دک کوتاه ارائه دهید. تأیید بگیرید. حالا می‌توانید طراحی کنید.

خروجی پایان مرحله ۳: یک سند صدا و واژگان، ۳ تا ۵ صفحه.

شکست اگر از آن بگذرید: یک سیستم بصری طراحی می‌کنید که زیبا به نظر می‌رسد اما با صدای برند مطابقت ندارد. این ناهماهنگی شش ماه بعد ظاهر می‌شود وقتی هر دارایی بازاریابی کمی نادرست احساس می‌شود و هیچ‌کس نمی‌فهمد چرا.

مرحله ۴: هویت بصری

حالا می‌کشید. چهار مؤلفه، به این ترتیب: لوگو، تایپوگرافی، رنگ، و موتیف.

لوگو. با وردمارک شروع کنید. بیشتر هویت‌های برند مدرن وردمارک‌محور هستند، با یک علامت یا مونوگرام اختیاری برای سطوح کوچک (فاویکون، آواتار، آیکون اپ). سه جهت را کشف کنید. به یکی محدود کنید. تصفیه کنید. لوگو باید از کوچک‌شدن به ۱۶px و چاپ در اندازه بیلبورد جان سالم به در ببرد. هر دو را آزمایش کنید. راهنمای فضای منفی ما را برای کار صنعتگرانه در طراحی علامت ببینید.

تایپوگرافی. یک تایپ‌فیس اصلی برای تیترها، یک ثانوی برای متن بدنه، و یک مونواسپیس اگر برند هر سطح توسعه‌دهنده یا فنی دارد انتخاب کنید. معمولاً یک یا دو خانواده فونت در کل. بیشتر از دو و سیستم پراکنده احساس می‌شود. تایپوگرافی شخصیت برند را بیشتر از لوگو در ۹۵٪ نقاط تماس منتقل می‌کند. عجله نکنید. برای جزئیات مقاله سیستم تایپوگرافی ما را ببینید.

رنگ. یک رنگ اصلی (یا "برند")، دو تا سه رنگ ثانوی، یک طیف خنثی (۳ تا ۵ خاکستری)، و رنگ‌های معنایی (موفقیت، هشدار، خطا، اطلاعات). همه به عنوان توکن تعریف شده‌اند، نه کدهای hex پراکنده در Figma. راهنمای پالت رنگ برند ما رویکرد کامل را پوشش می‌دهد.

موتیف. عنصر بصری تکرارشونده‌ای که لوگو نیست. این می‌تواند یک الگو، یک سبک تصویرسازی، یک پردازش عکاسی، یک موتیف شبکه، یا یک زبان شکل مشخص باشد. موتیف چیزی است که وقتی لوگو حضور ندارد برند را قابل تشخیص می‌کند. اغلب همین است که یک هویت به‌یادماندنی را از یک هویت عمومی جدا می‌کند.

هویت بصری را به صورت یک دک با ماکاپ ارائه دهید. نه فقط لوگو روی یک صفحه سفید. لوگو را در زمینه نشان دهید: روی یک وبسایت، یک کارت ویزیت، یک پست شبکه اجتماعی، یک UI محصول. هویت بصری فقط وقتی تأیید می‌شود که مشتری ببیند در نقاط تماس کار می‌کند.

گسترش کامل سیستم برند: لوگو، پالت رنگ، نمونه‌های تایپوگرافی، موتیف الگو، پردازش عکاسی، به عنوان یک ترکیب یکپارچه نشان داده شده
گسترش کامل سیستم برند: لوگو، پالت رنگ، نمونه‌های تایپوگرافی، موتیف الگو، پردازش عکاسی، به عنوان یک ترکیب یکپارچه نشان داده شده

خروجی پایان مرحله ۴: لوگو، سیستم تایپوگرافی، پالت رنگ، و موتیف تأیید شده.

شکست اگر هر مؤلفه‌ای را نادیده بگیرید: برند ناقص احساس می‌شود. متداول‌ترین حالت، تیم‌ها با لوگو و رنگ ارسال می‌کنند اما موتیف یا قوانین تایپوگرافی تعریف‌نشده دارند، و دو ماه بعد مجبور می‌شوند این‌ها را به صورت موقت در وثیقه بازاریابی بازسازی کنند.

اگر می‌خواهید تحلیل‌های بیشتری از هویت برند داشته باشید، بقیه Brainy Papers را مرور کنید. اگر می‌خواهید این فرایند از ابتدا تا انتها توسط تیمی که هر هفته سیستم‌های برند ارسال می‌کند روی کسب‌وکار شما اجرا شود، Brainy را استخدام کنید.

مرحله ۵: قوانین سیستمی که همه چیز را کنار هم نگه می‌دارند

هویت بصری قطعات را تولید می‌کند. قوانین سیستمی این قطعات را در استفاده واقعی زنده نگه می‌دارند.

قوانین سیستمی موارد زیر را پوشش می‌دهند:

فاصله‌گذاری و چیدمان. سیستم گرید که برند در نقاط تماس استفاده می‌کند. مقیاس فاصله‌گذاری (4px، 8px، 16px، 24px، 32px، 48px، 64px). قوانین ترکیب: چقدر فضای سفید دور لوگو لازم است، چطور چیدمان‌ها نفس می‌کشند، چه چیزی یک ترکیب را می‌شکند.

قوانین سلسله‌مراتب. چطور تیتر، زیرتیتر، متن بدنه، و کپشن در رسانه‌های مختلف به هم مرتبط می‌شوند. لوگو روی کارت ویزیت در مقابل بیلبورد در مقابل هدر وبسایت در چه اندازه‌ای ظاهر می‌شود.

قوانین استفاده. چطور لوگو روی پس‌زمینه‌های تیره در مقابل روشن قرار می‌گیرد. چه ترکیب‌های رنگی مجاز هستند و کدام ممنوع. حداقل اندازه‌ها. تحریف‌های ممنوع.

قوانین دسترس‌پذیری. حداقل نسبت‌های کنتراست (4.5:1 برای متن بدنه، 3:1 برای متن بزرگ، حداقل WCAG 2.2 AA). حالات فوکوس برای هر عنصر برند تعاملی. قوانین مقیاس برای کاربرانی که اندازه پیش‌فرض متن را افزایش می‌دهند.

قوانین صدا. بازگشت به هویت کلامی. آنچه برند هرگز نمی‌گوید. چه جایگزینی‌های کلمات مجاز هستند. چطور علائم نگارشی کار می‌کنند (آیا برند از ویرگول آکسفورد استفاده می‌کند؟ خط تیره؟ نقطه‌چین؟).

قوانین سیستمی قرارداد بین هویت برند و هر قطعه کاری است که هر کسی در شرکت در آینده ارسال می‌کند. از برند در برابر آنتروپی محافظت می‌کنند.

خروجی پایان مرحله ۵: یک سند قوانین، که اغلب درون سند دستورالعمل‌ها جاسازی می‌شود.

مرحله ۶: سند دستورالعمل‌ها

سند دستورالعمل‌ها مصنوعی است که مشتری نگه می‌دارد. این طریقه زندگی هویت برند درون شرکت پس از تحویل دادن آن است. باید توسط یک استخدامی بازاریابی که شش ماه بعد به شرکت می‌پیوندد و هرگز شما را ندیده قابل استفاده باشد.

اسناد دستورالعمل مدرن معمولاً یکی از دو فرمت هستند:

دستورالعمل PDF. ۲۰ تا ۶۰ صفحه. استراتژی برند، هویت کلامی، هویت بصری، قوانین سیستمی، مثال‌های استفاده، بایدها و نبایدها، دانلود دارایی. برای مشتریان رسمی خوب است (سازمانی، نهادی، صنایع تنظیم‌شده). آفلاین کار می‌کند.

دستورالعمل‌های وب‌محور. یک سایت اختصاصی (اغلب روی یک زیردامنه مثل brand.company.com) که همان محتوا به علاوه دارایی‌های قابل دانلود را میزبانی می‌کند. برای تیم‌های سریع بهتر است. به‌روزرسانی آسان‌تر. به عنوان یک منبع واحد حقیقت برای همه تیم به علاوه شرکای خارجی عمل می‌کند.

در هر صورت، سند دستورالعمل‌ها باید شامل موارد زیر باشد:

  • پایه استراتژی (از مرحله ۲)
  • صدا و واژگان (از مرحله ۳)
  • مشخصات کامل هویت بصری (از مرحله ۴)
  • قوانین سیستمی (از مرحله ۵)
  • فایل‌های لوگو قابل دانلود (SVG، PNG، EPS در صورت نیاز، هر دو نوع رنگ)
  • فایل‌های تایپوگرافی (یا یک لینک واضح به مجوزهای طراحی)
  • توکن‌های رنگ (hex، RGB، CMYK، Pantone در صورت مرتبط بودن با چاپ)
  • مثال‌های استفاده واقعی (ماکاپ وبسایت، قالب‌های پست شبکه اجتماعی، کارت ویزیت، امضای ایمیل، قالب ارائه)
  • تماس برای سوالات برند (یا شما برای ۶ ماه اول، یا مالک داخلی برند مشتری)

خروجی پایان مرحله ۶: یا یک PDF یا یک سایت برند وب‌محور، با همه دارایی‌های منبع تحویل داده شده.

مرحله ۷: اجرا

آخرین مرحله همان است که بیشتر فریلنسرها از آن می‌گذرند. اجرا راه‌اندازی نظارت‌شده هویت برند در تمام سطوح کسب‌وکار است.

اجرا سه بخش دارد.

راه‌اندازی داخلی. تیم مشتری برند را اول می‌بیند. هویت را به رهبری آن‌ها ارائه می‌دهید، سپس به تیم گسترده‌تر آن‌ها. این خرید ایجاد می‌کند و آموزش قوانین صدا و بصری را داخلی شروع می‌کند.

اجرای اولویت‌بندی‌شده. همه چیز در یک هفته به‌روزرسانی نمی‌شود. روی ترتیب توافق کنید. معمولاً: وبسایت، آواتارهای شبکه اجتماعی، امضاهای ایمیل، دک فروش، UI محصول، دارایی‌های فیزیکی (کارت ویزیت، تابلو)، یکپارچه‌سازی‌های شخص ثالث. این می‌تواند بسته به اندازه کسب‌وکار هفته‌ها تا ماه‌ها طول بکشد.

نظارت و تکرار. ۳۰ تا ۶۰ روز پس از راه‌اندازی تماشا کنید که برند در دنیای واقعی چطور ظاهر می‌شود. چه قوانینی نقض می‌شوند؟ چه چیزی در دستورالعمل‌ها نامشخص بود؟ چه چیزی را پیش‌بینی نکردید؟ سند دستورالعمل‌ها را بر اساس استفاده واقعی، نه نظری، به‌روزرسانی کنید.

خروجی پایان مرحله ۷: سند دستورالعمل‌های به‌روزشده، جدول زمانی اجرا تکمیل‌شده، مالک داخلی برند شناسایی‌شده.

نقشه راه هفت مرحله هویت برند: کشف، استراتژی، کلامی، بصری، سیستم، دستورالعمل‌ها، اجرا، با خروجی‌های ذکرشده زیر هر مرحله
نقشه راه هفت مرحله هویت برند: کشف، استراتژی، کلامی، بصری، سیستم، دستورالعمل‌ها، اجرا، با خروجی‌های ذکرشده زیر هر مرحله
صفحه استودیوی Pentagram: مرجعی برای نحوه ارائه یک شرکت هویت برند مدرن از کار سیستمی خودشان
صفحه استودیوی Pentagram: مرجعی برای نحوه ارائه یک شرکت هویت برند مدرن از کار سیستمی خودشان
مطالعات موردی استودیوی COLLINS: مرجعی برای نحوه ارائه سیستم‌های برند به عنوان ترکیب‌های یکپارچه
مطالعات موردی استودیوی COLLINS: مرجعی برای نحوه ارائه سیستم‌های برند به عنوان ترکیب‌های یکپارچه

این به عنوان یک برنامه پروژه چطور به نظر می‌رسد

در اینجا یک جدول زمانی معمول برای یک پروژه متوسط هویت برند آورده شده است.

مرحلههفته‌هاساعات طراح (انفرادی)تأیید مشتری
۱. کشف۱-۲۱۵-۲۵سند کشف
۲. پایه استراتژی۱۱۰-۱۵استراتژی تک‌صفحه‌ای
۳. هویت کلامی۱-۲۱۵-۲۰سند صدا
۴. هویت بصری۳-۵۶۰-۱۰۰لوگو + تایپ + رنگ + موتیف
۵. قوانین سیستمی۱-۲۱۵-۲۵سند قوانین
۶. سند دستورالعمل‌ها۱-۲۲۰-۴۰دستورالعمل‌های نهایی + دارایی‌ها
۷. اجرا۲-۸۲۰-۴۰برند راه‌اندازی‌شده
جمع۱۰-۲۲۱۵۵-۲۶۵

یک طراح انفرادی با نرخ ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار در ساعت با یک پروژه ۲۵,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ دلاری روبرو است. یک استودیوی کوچک برای همان محدوده با صنعتگری ارشد بیشتر ۵۰,۰۰۰ تا ۱۵۰,۰۰۰ دلار دریافت می‌کند. کار برند سازمانی از استودیوهای معروف ۲۵۰,۰۰۰ تا میلیون‌ها می‌رسد. همه این‌ها همان هفت مرحله را با سطوح مختلف عمق و اندازه‌های مختلف تیم انجام می‌دهند.

عجله در جدول زمانی متداول‌ترین علت شکست است. مراحل به زمان برای انباشته شدن نیاز دارند. فشرده‌سازی آن‌ها یک برند تولید می‌کند که خوب به نظر می‌رسد اما زیر استفاده واقعی تاب نمی‌آورد.

سه چیزی که پروژه‌های برند را می‌کشند

پس از صد پروژه برند، سه الگو بیشتر از هر چیز دیگری کار را از بین می‌برند.

یک: شروع با لوگو. هر طراحی وسوسه می‌شود. مشتری وسوسه می‌شود. انرژی احساسی در لوگو است. مقاومت کنید. همیشه با کشف شروع کنید. لوگو یک خروجی فشرده از همه چیز دیگر است. اگر چیزی فشرده نکنید، لوگو چیزی فشرده نمی‌کند.

دو: نادیده گرفتن هویت کلامی. چون بصری چیزی است که طراحان آموزش دیده‌اند تولید کنند، کلامی به عنوان نوشتن در نظر گرفته می‌شود، نه طراحی. این طراحی است. نحوه صدای یک برند یک تصمیم طراحی است. نادیده گرفتن کلامی روشی است که با یک برند زیبا تمام می‌کنید که هیچ‌کس نمی‌تواند درباره‌اش منسجم صحبت کند.

سه: در نظر گرفتن دستورالعمل‌ها به عنوان اختیاری. فریلنسرها به خصوص وسوسه می‌شوند یک فایل لوگو و چند کد رنگ hex تحویل دهند. این هویت برند نیست. این مجموعه‌ای از دارایی‌ها است. بدون دستورالعمل‌ها، برند هفته بعد از راه‌اندازی شروع به انحراف می‌کند و در عرض یک سال هیچ شباهتی به خودش ندارد.

سوالات متداول

ساخت یک هویت برند چقدر طول می‌کشد؟

طراح انفرادی که درست عمل می‌کند: ۱۰ تا ۲۲ هفته. استودیوی کوچک با تیم: ۸ تا ۱۴ هفته. پروژه سازمانی: ۶ تا ۱۲ ماه. هر کسی که قول هویت برند در دو هفته می‌دهد مراحل را رد می‌کند، و برند به آرامی شکست خواهد خورد.

هویت برند چقدر هزینه دارد؟

فریلنس: ۵,۰۰۰ تا ۲۵,۰۰۰ دلار برای کسب‌وکارهای کوچک، ۲۵,۰۰۰ تا ۸۰,۰۰۰ دلار برای متوسط. استودیو: ۵۰,۰۰۰ تا ۲۵۰,۰۰۰ دلار. آژانس معروف: ۲۵۰,۰۰۰ تا چند میلیون برای سازمانی. زیر ۵,۰۰۰ دلار، احتمالاً یک لوگو می‌گیرید نه یک هویت برند، و اگر این چیزی است که نیاز دارید اشکالی ندارد.

آیا برای یک کسب‌وکار کوچک به همه هفت مرحله نیاز دارم؟

بله. مراحل در عمق مقیاس می‌شوند، نه در وجود. یک برند کسب‌وکار کوچک ممکن است کشف را در دو ساعت به پایان برساند، نه دو هفته. استراتژی ممکن است یک صفحه باشد. هویت بصری ممکن است نقاط تماس کمتری را پوشش دهد. اما هر مرحله باید اتفاق بیفتد، وگرنه برند شکاف‌های ساختاری خواهد داشت.

تفاوت بین هویت برند و استراتژی برند چیست؟

استراتژی برند مرحله ۲ این چارچوب است، صفحه‌ای که جایگاه‌یابی، مخاطب، ستون‌ها، و لحن را تعریف می‌کند. هویت برند کل خروجی هفت مرحله است: استراتژی، کلامی، بصری، و سیستم، به عنوان یک برند منسجم ارائه‌شده. استراتژی بخشی از هویت است. بسیاری از آژانس‌ها این دو را با هم درهم می‌آمیزند.

آیا ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند این کار را سرعت بخشند؟

بله، در جاهای مشخص. هوش مصنوعی برای سرعت بخشیدن به کشف (رونویسی، تحلیل موضوعی)، کشف استراتژی (جایگزین‌های جایگاه‌یابی)، و هویت کلامی (نمونه‌های لحن، آزمایش واژگان) عالی است. هوش مصنوعی در هویت بصری نهایی ضعیف است که هنوز به سلیقه انسانی بستگی دارد. از هوش مصنوعی برای مراحل تحقیق‌محور استفاده کنید، نه مراحل صنعتگری. مقاله مهندسی پرامپت ما را ببینید که چطور از هوش مصنوعی در کار برند خوب استفاده کنید.

سیستم ارسال کنید، نه لوگو

دفعه بعد که مشتری از شما لوگو خواست، بگویید بله. سپس آن‌ها را از طریق معنای یک لوگو بدون بقیه سیستم برند اطرافش راهنمایی کنید. اگر فقط علامت را می‌خواهند، برای علامت دستمزد بگیرید و درباره آنچه می‌گیرند و آنچه نمی‌گیرند شفاف باشید.

اگر می‌خواهند کسب‌وکار واقعاً به عنوان یک برند ظاهر شود، هفت مرحله را اجرا کنید. کشف، استراتژی، کلامی، بصری، قوانین سیستمی، دستورالعمل‌ها، اجرا. به همان ترتیب. بدون میان‌بر.

با یک هویت برند تمام خواهید کرد که روی کارت ویزیت و بیلبورد و پاسخ Instagram کنار هم می‌ماند، که یک استخدامی جدید بازاریابی می‌تواند در یک بعدازظهر بفهمد، که از اولین پیوت جان سالم به در می‌برد، که مشتری می‌تواند سال‌ها بدون اینکه با وحشت با شما تماس بگیرد اداره کند.

یک لوگو یک آیکون است. هویت برند جواب یک سوال است.

سیستم ارسال کنید، نه لوگو.

Want a brand identity built by a team with 2M+ followers in design? Brainy ships brand identities end-to-end.

Get Started