design businessJune 30, 20269 min read

مهندسی پرامپت به‌عنوان سرویس، اکنون یک دستاورد طراحی قابل صورت‌حساب است

طراحان دارند مهندسی پرامپت را به‌عنوان یک ردیف مستقل در صورت‌حساب می‌آورند. اینجا آنچه واقعاً برایش پول می‌گیرید، سه مدل قیمت‌گذاری، و چگونگی بسته‌بندی‌اش برای اینکه پا بگیرد را توضیح می‌دهیم.

By Boone
XLinkedIn
prompt engineering billable design service

مهندسی پرامپت اکنون یک دستاورد طراحی قابل صورت‌حساب است. طراحان دارند آن را به‌عنوان یک ردیف مستقل در فاکتور می‌آورند، درست مثل اینکه برای یک سیستم لوگو یا کتابخانه کامپوننت فاکتور می‌دهند. این تغییر اتفاق افتاده، و واقعی است.

مشکل اینجاست و هیچ‌کس نمی‌خواهد آن را روی فاکتورش بنویسد: نمی‌توانید برای تایپ کردن کلمات در یک باکس پول بگیرید. می‌توانید برای سیستمی پول بگیرید که خروجی هوش مصنوعی را قابل اعتماد می‌کند، یک کتابخانه پرامپت آزموده‌شده، منطق انتخاب مدل، یک مرحله بازبینی که اسلاپ را قبل از رسیدن به مشتری شناسایی می‌کند. تفاوت بین این دو، کل محتوای این مقاله است، و اشتباه گرفتن آن همان چیزی است که باعث می‌شود این کار دست‌کم پرداخت شود.

«مهندسی پرامپت قابل صورت‌حساب» واقعاً یعنی چه

مهندسی پرامپت قابل صورت‌حساب یعنی فروش سیستمی که خروجی طراحی هوش مصنوعی را قابل اعتماد می‌کند، و سپس آوردن همان سیستم در فاکتور به‌عنوان یک ردیف مستقل. این به معنای فروش فعل تایپ کردن در Midjourney، Figma AI، یا v0 by Vercel نیست.

این تمایز همه چیز است. هرکسی می‌تواند یک پرامپت بنویسد. تقریباً هیچ‌کس نمی‌تواند هر بار، در سراسر یک تیم، نتایج ثابت، با برند، و آماده برای تولید از این ابزارها بیرون بکشد. همین شکاف است که مشتری برایش پول می‌دهد.

پس دستاورد هرگز «من یک پرامپت نوشتم» نیست. بلکه یک مجموعه پرامپت آزموده‌شده، یک منطق انتخاب مدل، و یک مرحله بازبینی است که اسلاپ را قبل از رسیدن به مشتری شناسایی می‌کند.

تغییر، پرامپت‌نویسی الان یک دستاورد است

پرامپت‌نویسی از یک مهارت رایگان که در پروژه ادغام می‌شد، به یک ردیف مستقل و دارای حوزه مشخص در فاکتورهای طراحی تبدیل شد. محرک این تغییر مکانیکی است. ابزارهای طراحی هوش مصنوعی، کیفیت پرامپت را به تمام تفاوت بین خروجی‌ای که مشتری می‌تواند ارسال کند و خروجی‌ای که باید دور بیندازد تبدیل کردند.

وقتی ابزار رندرینگ را انجام می‌دهد، ارزش انسانی به بالادست می‌رود. می‌رود پیش کسی که تصمیم می‌گیرد چه بپرسد، از کدام مدل بپرسد، و آیا نتیجه واقعاً قابل استفاده است یا نه. این لایه تصمیم، صنعت جدید است.

مشتریان به سرعت متوجه شدند که قبلاً هم برای کسی که این مهارت را دارد پول می‌دادند، جداگانه ردیف شده باشد یا نه. طراحان صرفاً آن را مرئی کردند. یک کتابخانه پرامپت با حوزه مشخص، یک مجموعه قالب آزموده‌شده، و یک مرحله بازبینی روی کار هوش مصنوعی، همه مثل هر دستاورد دیگری قیمت‌گذاری شده.

برای چه واقعاً پول می‌گیرید (نه کلمات)

برای هرچیزی که پرامپت را تکرارپذیر می‌کند پول می‌گیرید. سیستم را بردارید و با یک جمله مواجه می‌شوید، و جملات رایگانند.

اینجا تقسیم‌بندی صادقانه بین آنچه در یک فاکتور پا می‌گیرد و آنچه نمی‌گیرد آمده است.

می‌توانید برایش فاکتور دهیدنمی‌توانید برایش فاکتور دهید
یک کتابخانه پرامپت آزموده‌شده که با برند مشتری تنظیم شدهیک پرامپت که یک بار تایپ کردید
منطق انتخاب مدل (کِی از کدام ابزار استفاده کنید)«از Midjourney استفاده کردم»
یک مرحله بازبینی و QA مستند روی خروجی هوش مصنوعیتولید یک تصویر و فوروارد کردنش
قالب‌هایی که یک غیرمتخصص در تیم می‌تواند دوباره استفاده کنددانشی که فقط در ذهن شماست
نسخه‌بندی و به‌روزرسانی با تغییر مدل‌هایک نتیجه خوش‌شانس یک‌باره

ستون چپ یک سیستم است. بدون حضور شما دوام می‌آورد، به یک جونیور مقیاس می‌دهد، و در چهلمین اثر همان کیفیت اول را تولید می‌کند. ستون راست یک شعبده است.

Voxel از دستاورد واقعی: یک کابینت بایگانی مرجانی از کارت‌های پرامپت آزموده‌شده که یک پلتفرم خروجی اسلیت را تغذیه می‌کنند، سیستم قابل استفاده مجدد که برایش فاکتور می‌دهید نه یک جمله.
Voxel از دستاورد واقعی: یک کابینت بایگانی مرجانی از کارت‌های پرامپت آزموده‌شده که یک پلتفرم خروجی اسلیت را تغذیه می‌کنند، سیستم قابل استفاده مجدد که برایش فاکتور می‌دهید نه یک جمله.

طراحان چطور قیمت‌گذاری می‌کنند (سه مدل)

سه مدل قیمت‌گذاری تثبیت شده‌اند، و انتخاب اشتباه همان چیزی است که باعث می‌شود این کار دست‌کم پرداخت شود. هر کدام چیز متفاوتی می‌فروشند، پس هر کدام برای مشتری متفاوتی مناسبند.

مقایسه Voxel از سه مدل قیمت‌گذاری به‌صورت سکوهای مرجانی متصل با خطوط سیانی: ساعتی، یک دارایی کتابخانه پرامپت بسته‌بندی‌شده، و یک ریتینر نظارت مداوم.
مقایسه Voxel از سه مدل قیمت‌گذاری به‌صورت سکوهای مرجانی متصل با خطوط سیانی: ساعتی، یک دارایی کتابخانه پرامپت بسته‌بندی‌شده، و یک ریتینر نظارت مداوم.
مدلچه می‌فروشیدبهترین برایریسک
ساعتیوقت شما برای کاوش و بهبود پرامپت‌هاپروژه‌های یک‌باره، حوزه نامشخصارزش شما را به ساعت محدود می‌کند، دعوت می‌کند به «چرا تایپ کردن اینقدر طول کشید؟»
بسته کتابخانه پرامپتیک مجموعه پرامپت و قالب آزموده‌شده و قابل استفاده مجدد به‌عنوان یک داراییبرندهایی که می‌خواهند خروجی داخلی تکرارپذیر داشته باشندقیمت‌گذاری پایین‌تر از ارزش IP چون شبیه «فقط یک سند» به نظر می‌رسد
ریتینر نظارتیانتخاب مدل مداوم، بازبینی، و به‌روزرسانی‌هاتیم‌هایی که به‌صورت مداوم کار هوش مصنوعی ارائه می‌دهندscope creep به کار طراحی عمومی

ساعتی تله است. مشتری را به زمان متصل می‌کند، و کار پرامپتی که برای شما ده دقیقه طول می‌کشد چون ماهر هستید، بدتر از کاری به نظر می‌رسد که برای یک مبتدی دو ساعت طول می‌کشد. به خاطر سرعت تنبیه می‌شوید.

بسته کتابخانه پرامپت جایی است که بیشتر طراحان باید باشند. یک کتابخانه با حوزه مشخص متصل به صدا و محدودیت‌های برند می‌سازید، آن را به‌عنوان یک دارایی تحویل می‌دهید، و مثل چیز ماندگاری که هست قیمت‌گذاری می‌کنید. نزدیک‌ترین حالت به نحوه فروش IP طراحی است که قبلاً هم وجود داشت.

ریتینر نظارتی بهترین درآمد را برای تیم‌هایی دارد که هر هفته خروجی هوش مصنوعی ارائه می‌دهند. مالکیت مرحله بازبینی، انتخاب مدل، و به‌روزرسانی‌ها با تغییر Figma AI یا v0 زیر پایشان را دارید. مکرر، قابل دفاع، و با حجم آن‌ها مقیاس می‌دهد نه با ساعات شما.

مشتریان پول می‌دهند چون کیفیت پرامپت تعیین می‌کند چه چیزی ارسال می‌شود

مشتریان پول می‌دهند چون ابزارها کیفیت پرامپت را اجباری کردند، نه اختیاری. شکاف خروجی الان برای کسی که چک را امضا می‌کند مرئی است.

ابزارچه چیزی کیفیت پرامپت را عامل تعیین‌کننده کرد
Midjourneyهمان بریف، با دو عبارت‌بندی مختلف، یا یک تصویر hero قابل استفاده به شما می‌دهد یا نویز غیرقابل ارسال. برند هیچ ایده‌ای ندارد کدام اهرم آن را جابجا کرد.
v0 by Vercelیک پرامپت را به UI تولیدی واقعی تبدیل می‌کند. وقتی کلمات کد قابل ارسال تولید می‌کنند، هزینه یک پرامپت مبهم با زمان مهندسی اندازه‌گیری می‌شود.
Figma AIطراحی مبتنی بر پرامپت را داخل ابزاری می‌گذارد که طراحان قبلاً استفاده می‌کنند، پس بومی جریان کار است نه یک آزمایش جانبی.
صفحه اصلی Midjourney، جایی که همان بریف با دو عبارت‌بندی مختلف تفاوت بین یک تصویر قابل ارسال و نویز غیرقابل استفاده است.
صفحه اصلی Midjourney، جایی که همان بریف با دو عبارت‌بندی مختلف تفاوت بین یک تصویر قابل ارسال و نویز غیرقابل استفاده است.
باکس پرامپت v0 by Vercel، «می‌خواهید چه چیزی بسازید»، جایی که یک پرامپت UI تولیدی واقعی تولید می‌کند و عبارت‌بندی مبهم هزینه زمان مهندسی دارد.
باکس پرامپت v0 by Vercel، «می‌خواهید چه چیزی بسازید»، جایی که یک پرامپت UI تولیدی واقعی تولید می‌کند و عبارت‌بندی مبهم هزینه زمان مهندسی دارد.

برندی که می‌خواهد نتایج ثابت در سراسر یک تیم داشته باشد نمی‌تواند با امید به اینکه همه عبارات را خوب بیان کنند به آنجا برسد. آن‌ها به سیستم نیاز دارند، و سیستم یک نویسنده دارد. آن نویسنده یک نرخ دارد.

نقطه مقابل صادقانه (وقتی ارزش صورت‌حساب ندارد)

بیشتر سرویس‌های «مهندسی پرامپت» که الان فروخته می‌شوند، تایپ کردن با قیمت بالا هستند، و وانمود کردن خلاف آن همان چیزی است که کل دسته را بدنام می‌کند. اگر برای تایپ کردن جمله‌ای که یک مشتری باهوش خودش می‌توانست بنویسد پریمیوم می‌گیرید، یک سود مارک‌آپ می‌فروشید، نه یک مهارت.

اینجا آزمون است. اگر نمی‌توانید یک artifact قابل استفاده مجدد به مشتری تحویل دهید، یک کتابخانه، یک فرآیند مستند، یک استاندارد QA، پس هیچ دستاوردی وجود ندارد. فقط شما هستید، نزدیک به باکس، که برای مجاورت پول می‌گیرید.

یک تولید یک‌باره بخشی از کار طراحی عادی است. آن را در نرخ خود بگنجانید و ادامه دهید. لحظه‌ای که «مهندسی پرامپت» را بدون یک سیستم پشتش جداگانه ردیف می‌کنید، مشتری را دعوت کرده‌اید به پرسیدن تنها سوالی که نمی‌توانید پاسخ دهید: دقیقاً چه می‌خرم که خودم نمی‌توانستم انجام دهم؟

چطور مهندسی پرامپت را بسته‌بندی و بفروشید

آن را مثل یک دارایی با مرز واضح بسته‌بندی کنید، همان‌طور که یک سیستم لوگو یا کتابخانه کامپوننت را بسته‌بندی می‌کنید. فریم‌بندی فروش را انجام می‌دهد.

با نام‌گذاری دستاورد در قالب artifact شروع کنید. نه «سرویس‌های مهندسی پرامپت» بلکه «یک کتابخانه پرامپت تنظیم‌شده با برند: ۲۵ پرامپت آزموده‌شده، راهنمای انتخاب مدل، و یک چک‌لیست بازبینی که تیمتان بدون من می‌تواند اجرا کند.» حالا یک چیز است، نه یک حس.

سپس مرز را طوری بسازید که ارزش واضح باشد.

  1. به برند آن‌ها محدود کنید. یک کتابخانه پرامپت عمومی ارزش کمی دارد. یکی که با صدا، پالت، و تابوهای آن‌ها تنظیم شده ارزش واقعی دارد چون فقط برای آن‌ها کار می‌کند.
  2. منطق مدل را مستند کنید. بنویسید کِی باید به Midjourney برسید در مقابل v0 در مقابل Figma AI. این قضاوتی است که می‌خرند، در قالب چیزی منتقل‌پذیر.
  3. یک استاندارد QA ارائه دهید. یک چک‌لیست کوتاه که «قابل ارسال» را برای خروجی آن‌ها تعریف می‌کند. این چیزی است که تیم را از ارسال اسلاپ باز می‌دارد و دلیلی است که کتابخانه بعد از رفتن شما پا می‌گیرد.
  4. نسخه‌بندی کنید. مدل‌ها ماهانه تغییر می‌کنند. به‌روزرسانی‌ها را به‌عنوان یک ریتینر ارائه دهید، و دارایی یک‌باره شما به درآمد مکرر تبدیل می‌شود.
  5. نرخ دور انداختن را نشان دهید. حالت قبل را نشان دهید، جایی که بیشتر تولیدها دور انداخته می‌شوند، و حالت بعد را، جایی که کتابخانه از اولین بار خروجی قابل استفاده تولید می‌کند. آن دلتا کل پیشنهاد فروش شماست.
صفحه بازاریابی Figma AI، طراحی مبتنی بر پرامپت بومی ابزاری که تیم‌ها قبلاً استفاده می‌کنند، یکی از انتخاب‌های مدلی که منطق شما مستند می‌کند.
صفحه بازاریابی Figma AI، طراحی مبتنی بر پرامپت بومی ابزاری که تیم‌ها قبلاً استفاده می‌کنند، یکی از انتخاب‌های مدلی که منطق شما مستند می‌کند.

بسته را بر اساس نتیجه‌ای که محافظت می‌کند قیمت‌گذاری کنید، نه ساعاتی که طول کشید. کتابخانه‌ای که به یک تیم سه‌نفره اجازه می‌دهد نیمی از تولیدات هوش مصنوعی‌شان را دور نیندازند بسیار ارزشمندتر از بعدازظهری است که صرف ساختنش کردید. اتلاف صرفه‌جویی‌شده را بفروشید، نه زمان ساخت را.

سوالات متداول

آیا مهندسی پرامپت واقعاً ارزش صورت‌حساب جداگانه برای یک طراح را دارد؟

بله، وقتی یک سیستم پشتش باشد. یک کتابخانه پرامپت با حوزه مشخص و آزموده‌شده که به یک برند متصل باشد یک دارایی واقعی با ارزش واقعی است. تایپ کردن یک پرامپت یک‌باره در Midjourney اینطور نیست، پس آن را در نرخ عادی‌تان بگنجانید و فقط سیستم را جداگانه ردیف کنید.

با کدام مدل قیمت‌گذاری شروع کنم؟

بسته کتابخانه پرامپت برای بیشتر طراحان. ساعتی به خاطر سریع بودن شما را تنبیه می‌کند و مشتری را به ساعت متصل می‌کند، در حالی که ریتینر نظارتی فقط زمانی سودمند است که مشتری کار هوش مصنوعی را با حجم ثابت ارائه دهد. بسته یک دارایی ماندگار می‌فروشد، که همان نحوه قیمت‌گذاری IP طراحی است.

تفاوت این با کار طراحی هوش مصنوعی عادی چیست؟

کار طراحی هوش مصنوعی عادی استفاده از ابزارها برای ساخت یک چیز است. مهندسی پرامپت قابل صورت‌حساب ساختن سیستم تکرارپذیر است، کتابخانه، منطق انتخاب مدل، مرحله QA، تا خروجی در سراسر یک تیم و در طول زمان ثابت بماند. فرآیند را می‌فروشید، نه یک نتیجه واحد.

چه ابزارهایی تقاضا برای این را ایجاد می‌کنند؟

Midjourney، Figma AI، و v0 by Vercel واضح‌ترین‌ها هستند. هر کدام کیفیت پرامپت را عامل تعیین‌کننده در اینکه آیا خروجی قابل ارسال است کردند، و v0 آن را با تبدیل پرامپت‌ها به UI تولیدی بالاتر برد. وقتی عبارت‌بندی نتیجه را تعیین می‌کند، کسی که عبارت‌بندی را کنترل می‌کند ارزش قابل صورت‌حساب دارد.

مشتریان خودشان یاد نمی‌گیرند پرامپت بنویسند؟

بعضی‌ها برای کارهای ساده یاد می‌گیرند، و این خوب است. چیزی که به راحتی منتقل نمی‌شود سیستم است: دانستن کدام مدل را استفاده کنید، تنظیم پرامپت‌ها برای یک برند، و نگه داشتن یک نوار کیفیت در سراسر یک تیم. آن لایه قضاوت جایی است که ارزش قابل صورت‌حساب شما قرار دارد، نه در فعل خام تایپ کردن.

چطور یک کتابخانه پرامپت را قیمت‌گذاری کنم؟

آن را بر اساس نتیجه قیمت‌گذاری کنید، نه زمان ساختنتان. آن را به اتلافی متصل کنید که حذف می‌کند، مثل تولیدات هوش مصنوعی که تیم الان دور می‌اندازد، و ثباتی که در خروجی‌شان تضمین می‌کند. سپس یک ریتینر نسخه‌بندی اضافه کنید، چون مدل‌ها ماهانه تغییر می‌کنند و دارایی یک‌باره‌تان به درآمد مکرر تبدیل می‌شود.

نتیجه‌گیری (سیستم را بفروشید، نه جمله را)

مهندسی پرامپت لحظه‌ای به یک سرویس طراحی قابل صورت‌حساب تبدیل شد که ابزارهای هوش مصنوعی کیفیت پرامپت را به تفاوت بین قابل ارسال و دور انداختنی تبدیل کردند. آن بخش واقعی است، و برنمی‌گردد.

اما خط سخت است و ارزش احترام دارد. برای سیستمی فاکتور می‌دهید که خروجی را قابل اعتماد می‌کند، کتابخانه، منطق مدل، مرحله بازبینی، استاندارد QA. برای تایپ کردن کلمات در یک باکس فاکتور نمی‌دهید، چون مشتری هم می‌تواند تایپ کند.

artifact‌ای بسازید که بدون حضور شما دوام بیاورد، به یک برند محدود کنید، و اتلافی که حذف می‌کند را قیمت‌گذاری کنید. این کار را انجام دهید و مهندسی پرامپت یک ردیف تمیز است. از آن بگذرید و برای مجاورت با یک فیلد متن پریمیوم می‌گیرید، که دقیقاً همان اعتباری است که این دسته به آن نیاز ندارد.

Want your AI design output to ship every time? Let's build the system.

Get Started

More from Brainy Papers

Keep reading