design businessJune 27, 20268 min read

AI Slop تابوی حرفه‌ای جدید است

خروجی خام هوش مصنوعی دارد تبدیل به کلیپ‌آرت جدید می‌شود. این‌جا خط فاصل بین کار با کمک هوش مصنوعی و AI slop را می‌بینید، به همراه استاندارد حرفه‌ای که در حال شکل گرفتن است: افشا کن، تبدیل کن، مسئولیتش را بپذیر.

By Boone
XLinkedIn
ai slop design taboo

ارسال خروجی خام هوش مصنوعی در پروژه‌های کلاینت حالا نشانه کم‌تلاشی تلقی می‌شود، و دارد اعتبار افراد را به باد می‌دهد. نه استفاده از هوش مصنوعی. بلکه ارسال آن به صورت خام، بدون کیوریشن، مستقیم از پرامپت به تحویلی. این خطی است که تقریباً یک شبه سفت شد، و اگر برای طراحی هزینه می‌گیرید، در حال حاضر بر اساس آن قضاوت می‌شوید.

چیزی که این موضوع را ناخوشایند می‌کند این است که ابزارها خوب هستند. آن‌قدر خوب که در بیست دقیقه می‌توانید چیزی براق به کلاینت تحویل دهید. تابو درباره کیفیت پیکسل‌ها نیست. درباره این است که آیا یک انسان پس از اینکه مدل کارش را تمام کرد، یک تصمیم واحد گرفته یا نه.

این مقاله سه چیز را پوشش می‌دهد:

  • هنجاری که شکل گرفت، و چرا یک شبه سفت شد
  • خط واقعی میان کار با کمک هوش مصنوعی و AI slop (با یک جدول که می‌توانید از آن استفاده کنید)
  • استانداردی که می‌توانید در تحویلی بعدی‌تان اتخاذ کنید

مانیفستی که آن را نام‌گذاری کرد

طراح @sarahchen قبل از اینکه بیشتر استودیوها آن را در خلوت خود نام‌گذاری کرده باشند، این را مطرح کرد: کار خام تولیدشده توسط هوش مصنوعی "کلیپ‌آرت جدید" است. آن پست تقریباً ۱۴.۲ هزار ریپوست و بیش از ۸۹۰ پاسخ دریافت کرد، با چندین مالک آژانس که موافقت‌شان را همان‌جا نوشتند. احساسی که در دی‌ام‌های خصوصی در حال شکل گرفتن بود، در فضای عمومی نامی پیدا کرد، و این نام ماندگار شد.

کلیپ‌آرت مقایسه درستی است. کلیپ‌آرت هرگز بد نبود چون توسط کامپیوتر ساخته شده بود. بد بود چون همه به همان کتابخانه دسترسی داشتند، هیچ‌کس چیزی را تغییر نداد، و می‌توانستید آن را از آن طرف یک پارکینگ تشخیص دهید. خروجی خام هوش مصنوعی همان نشانه است، اما با رزولوشن بالاتر.

"AI slop" واقعاً به چه معناست (خروجی خام، کلیپ‌آرت جدید است)

AI slop کاری تولیدشده است که بدون کیوریشن انسانی ارسال می‌شود. این تمام تعریف است. "هنر ساخته‌شده با یک مدل" نیست. غیاب قضاوت بین تولید و تحویل است.

از دیدن آن می‌فهمیدش چون یک گرامر دارد:

  • تایپوگرافی: هرچیزی که مدل پیش‌فرض داشت، معمولاً یک سن‌سریف خیلی تمیز با فاصله‌گذاری عجیب
  • کپی: قابل‌قبول و هیچ نمی‌گوید، برای هر برند در هر صنعتی مناسب است
  • تصویر: کمی ذوب‌شده، جلای بیش از حد رندر شده. هیچ‌چیزی به برند واقعی، محصول واقعی، یا سال واقعی اشاره ندارد.
  • یکسانی: وقتی ورودی یک پرامپت عمومی است، خروجی در همان حوضه زیباشناختی‌ای که خروجی همه دیگران فرود می‌آید قرار می‌گیرد. کلاینت شما برای تمایز هزینه پرداخت کرد و میانه مجموعه آموزشی را دریافت کرد.
تصویر Voxel که خروجی خام هوش مصنوعی را در کنار کار طراحی کیوریت‌شده توسط انسان نشان می‌دهد.
تصویر Voxel که خروجی خام هوش مصنوعی را در کنار کار طراحی کیوریت‌شده توسط انسان نشان می‌دهد.

Slop در مقابل کار هوش مصنوعی کیوریت‌شده، سیگنال به سیگنال (جدول صادقانه)

تفاوت بین slop و کار هوش مصنوعی کیوریت‌شده قابل مشاهده است، و کلاینت‌ها در حال یاد گرفتن خواندن آن هستند. از این به عنوان چک‌لیست پیش از پرواز برای هر چیزی که می‌خواهید ارسال کنید استفاده کنید.

سیگنالAI slopکار هوش مصنوعی کیوریت‌شده
تایپوگرافیپیش‌فرض مدل، کرنینگ ناخوشایند، بدون تصمیمات سلسله‌مراتبنوع انتخاب‌شده، فاصله‌گذاری تثبیت‌شده، مقیاس هدفمند
ویژگیعمومی، برای هر برند در هر صنعتی مناسب استمحصول واقعی، مخاطب، و لحظه را نام می‌برد
تناسب با برنداز سیستم برند شناور استبه پالت، صدا، و قوانین کلاینت کشیده شده
پاسخگویی"هوش مصنوعی آن را ساخت"، هیچ‌کس مسئول انتخاب‌ها نیستیک انسان مشخص پشت هر تصمیم ایستاده
جزئیات در بزرگ‌نماییبا بررسی دقیق از هم می‌پاشد، لبه‌های ذوب‌شده، متن جعلیدر نزدیکی هم جواب می‌دهد، خطاها شکار و برطرف شده‌اند
تنوعیک پاس، اولین نتیجه، ارسال‌شدهچندین پاس، ویرایش‌شده، ترکیب‌شده، تصفیه‌شده

دلیلی که این جدول ارزش ذخیره کردن دارد این است که در هر دو جهت کار می‌کند. به شما می‌گوید که داوران چه چیزی را اسکن می‌کنند، و دقیقاً می‌گوید که وقت خود را کجا صرف کنید تا کار قبول شود.

خط، قضاوت است نه پرهیز (کار با کمک هوش مصنوعی، AI slop نیست)

قسم خوردن به ترک هوش مصنوعی پاسخ اشتباهی است. واکنش باعث می‌شود مردم بیش از حد اصلاح کنند، و طراحانی که وانمود می‌کنند هیچ‌چیزی تولید نکرده‌اند به زودی به همان اندازه مضحک به نظر می‌رسند که طراحانی که وانمود می‌کردند در ۱۹۹۵ از Photoshop استفاده نکرده‌اند.

کار با کمک هوش مصنوعی مشکل نیست. طراحی که چهل مسیر تولید می‌کند، سی و هشت‌تا را حذف می‌کند، بازماندگان را در سیستم برند بازسازی می‌کند، تایپوگرافی را درست می‌کند، و نامش را روی نتیجه می‌گذارد، کارش را کرده. مدل یک مداد سریع‌تر بود. قضاوت از آنِ خودشان بود.

تابو مشخصاً درباره دادن اولین پاسخ مدل به کلاینت است، انگار که مال خودتان است. خط این نیست که "آیا با یک مدل تماس داشتید". خط این است که "آیا بعد از اینکه مدل کارش را کرد، آن را مال خودتان کردید".

این برای نحوه صحبت درباره فرآیندتان هم مهم است. پنهان کردن هوش مصنوعی شرم‌آور به نظر می‌رسد. پذیرفتن کیوریشن، هنر به نظر می‌رسد.

کلاینت‌ها نمی‌ترسند که از ابزاری استفاده کرده‌اید. می‌ترسند که با نرخ طراح هزینه پرداخت کنند برای پرامپتی که خودشان هم می‌توانستند تایپ کنند.

تصویر Voxel از خط جداکننده بین هنر کمک‌گرفته‌شده با هوش مصنوعی و خروجی خام هوش مصنوعی ویرایش‌نشده.
تصویر Voxel از خط جداکننده بین هنر کمک‌گرفته‌شده با هوش مصنوعی و خروجی خام هوش مصنوعی ویرایش‌نشده.

استانداردی که در حال شکل گرفتن است: افشا کن، تبدیل کن، مسئولیتش را بپذیر

یک استاندارد عملی در میان استودیوهایی که این موضوع را جدی می‌گیرند در حال جای افتادن است. سه حرکت. می‌توانید هر سه را این هفته اتخاذ کنید.

افشا کن. به کلاینت بگویید هوش مصنوعی کجا وارد فرآیند شد. نه یک سلب مسئولیت حقوقی، یک جمله. "ما مسیرهای اولیه را با هوش مصنوعی تولید کردیم، سپس مسیر انتخاب‌شده را دستی بازسازی کردیم."

افشا، امکان غافلگیری را از بین می‌برد. هیچ‌کس نمی‌تواند چیزی را که خودتان بلند اعلام کردید "افشا" کند.

تبدیل کن. بعد از تولید، کار واقعی انجام دهید. چیدمان را بازسازی کنید، تایپوگرافی را عوض کنید، رنگ را درست کنید، کپی را بازنویسی کنید، آرتیفکت‌ها را شکار کنید. اگر یک غریبه با همان پرامپت می‌توانست دقیقاً همان نتیجه شما را بگیرد، هنوز چیزی را تبدیل نکرده‌اید.

مسئولیتش را بپذیر. نامتان را روی تصمیمات بگذارید و پشت آن‌ها بایستید. "هوش مصنوعی آن را کرد" یک دفاع نیست، یک اعتراف است که هیچ‌کس مسئول نبوده. پاسخگویی چیزی است که یک مدل ساختاراً نمی‌تواند ارائه دهد، و دقیقاً به همین دلیل است که چیزی است که شما می‌فروشید.

چطور در سمت درست خط بمانید (یک چک‌لیست)

قبل از اینکه چیزی از دستتان خارج شود، این را اجرا کنید. اگر نمی‌توانید هر گزینه را تیک بزنید، آماده نیست.

  • می‌توانم حداقل سه تصمیم خاص که بعد از پایان تولید گرفتم را نام ببرم.
  • تایپوگرافی انتخاب‌شده است، نه پیش‌فرض مدل، و فاصله‌گذاری درست شده.
  • هر عنصری درون سیستم برند کلاینت قرار دارد، نه شناور در زیبایی‌شناسی عمومی هوش مصنوعی.
  • کار را در بزرگ‌نمایی کامل بررسی کردم و لبه‌های ذوب‌شده، متن جعلی، و جزئیات تحریف‌شده را برطرف کردم.
  • کپی محصول واقعی، مخاطب، و لحظه را نام می‌برد به جای اینکه چیز قابل‌قبول و بی‌معنایی بگوید.
  • چندین مسیر تولید کردم و ضعیف‌ها را حذف کردم، به جای اینکه اولین نتیجه را ارسال کنم.
  • به کلاینت گفته‌ام، یا آماده‌ام بگویم که هوش مصنوعی کجا وارد فرآیند شد.
  • نامم روی این است، و می‌توانم از هر انتخابی در اتاق دفاع کنم.

سوالات متداول

آیا حالا استفاده از هوش مصنوعی در کار کلاینت غیرحرفه‌ای است؟

نه. استفاده از هوش مصنوعی خوب است و به طور فزاینده‌ای انتظار می‌رود. ارسال خروجی خام و کیوریت‌نشده آن به عنوان تحویلی نهایی‌تان است که غیرحرفه‌ای به نظر می‌رسد. تابو درباره غیاب قضاوت انسانی است، نه حضور یک ابزار.

دقیقاً چه چیزی "AI slop" محسوب می‌شود؟

کار تولیدشده‌ای که بدون کیوریشن انسانی معنادار تحویل داده می‌شود. نشانه‌ها عبارتند از: تایپوگرافی پیش‌فرض مدل، کپی عمومی که برای هر برندی مناسب است، تصویری که زیر بزرگ‌نمایی ذوب می‌شود، و هیچ‌کسی که مسئول انتخاب‌ها نیست. اگر خروجی‌تان همان چیزی است که هر کس دیگری از همان پرامپت می‌گیرد، slop است.

آیا باید افشا کنم که از هوش مصنوعی استفاده کرده‌ام؟

افشا دارد به هنجار حرفه‌ای تبدیل می‌شود، و از شما محافظت می‌کند. یک جمله ساده درباره اینکه هوش مصنوعی کجا وارد فرآیندتان شد، هر "غافلگیری" آینده را از بین می‌برد و مکالمه را به کیوریشنی که انجام داده‌اید باز می‌گرداند. پنهان کردن آن شرم‌آور به نظر می‌رسد؛ پذیرفتن آن، هنر به نظر می‌رسد.

چقدر باید تغییر دهم قبل از اینکه دیگر slop نباشد؟

به اندازه‌ای که یک غریبه با همان پرامپت نتواند نتیجه‌تان را بازتولید کند. این معمولاً به معنای بازسازی چیدمان در سیستم برند، جایگزینی تایپوگرافی، درست کردن رنگ و آرتیفکت‌ها، و بازنویسی کپی برای نام بردن از محصول و مخاطب واقعی است. اگر اولین پاسخ مدل هنوز از زیر قابل دیدن است، ادامه دهید.

آیا کلاینت‌ها واقعاً می‌توانند تفاوت را بفهمند؟

آن‌ها دارند به سرعت یاد می‌گیرند، و سیگنال‌های موجود در جدول بالا دقیقاً همان چیزی است که اسکن می‌کنند. مهم‌تر از آن، افرادی که اعتبار شما را به صورت عمومی قضاوت می‌کنند در حال حاضر می‌توانند. هزینه مرتبط شدن با slop حالا واقعی است، و این دقیقاً همان دلیلی است که این هنجار سفت شد.

آیا این قدری کندم می‌کند که هوش مصنوعی دیگر ارزشش را نداشته باشد؟

نه. هوش مصنوعی همچنان بخش کند را انجام می‌دهد، تولید حجم و گزینه‌ها، سریع‌تر از آنچه تا به حال می‌توانستید دستی انجام دهید. کیوریشن جایی است که وقتتان حالا می‌رود، و این بخشی است که ارزش پرداخت کردن دارد. شما سرعت در مرحله کالایی را با کیفیت در مرحله قضاوت معامله می‌کنید.

نکته اصلی (کیوریشن ارزش است)

خروجی خام رایگان، یکسان، و قابل تشخیص شد، پس ارسال آن بدون دست زدن به آن تبدیل به کلیپ‌آرت جدید شد. آنچه یک طراح را از یک پرامپت جدا می‌کند دیگر توانایی ساختن یک تصویر نیست. بلکه کیوریشن، قضاوت، و تمایل به گذاشتن نامتان روی نتیجه است.

پست @sarahchen احساس را نام‌گذاری کرد، اما احساس از قبل وجود داشت. بازار دارد قیمت‌گذاری می‌کند که کار طراحی چیست. تولید حالا بخش ارزان است. تصمیمات بخش گران هستند، و تصمیمات تنها چیزی هستند که کلاینت نمی‌تواند به تنهایی از یک مدل بگیرد.

پس استاندارد را اتخاذ کنید. افشا کنید که هوش مصنوعی کجا وارد شد، خروجی را تبدیل کنید تا واقعاً مال خودتان باشد، و از هر انتخابی مسئولیت بپذیرید. این کار را بکنید و با ابزارها نمی‌جنگید، بلکه تنها کاری را انجام می‌دهید که ابزارها جا برایش باز کردند.

کیوریشن ارزش است. همیشه به آرامی بود.

Need work that was actually made, not just generated? Hire Brainy.

Get Started

More from Brainy Papers

Keep reading