web design uiMay 12, 202613 min read

پایان داشبورد: چه چیزی جایگزین رابط کاربری SaaS سال ۲۰۱۵ می‌شود؟

داشبورد کلاسیک SaaS منسوخ شده است. در اینجا پنج الگوی جایگزین آن، محصولات واقعی که در حال حاضر آنها را عرضه می‌کنند و حالت‌های خرابی که باید از آنها اجتناب کنید، آورده شده است.

By Boone
XLinkedIn
the end of the dashboard

هر محصولی هنوز همان داشبوردی را که در سال ۲۰۱۵ دیده‌اید، ارائه می‌دهد. داشبورد از رده خارج شده است. در اینجا چیزی است که جایگزین آن می‌شود.

امروز هر ابزار SaaS B2B را باز کنید و همان شکل را خواهید دید. یک منوی ناوبری بالا، یک نوار کناری سمت چپ، چهار کارت KPI در یک ردیف، یک نمودار خطی در زیر، یک دونات برای تقسیم‌بندی دسته‌بندی‌ها و یک جدول قابل مرتب‌سازی که هیچ‌کس آن را اسکرول نمی‌کند. این حافظه عضلانی نسلی از طراحان محصول است و دیگر روی صفحه نمایشی که اشغال کرده، اجاره بها نمی‌دهد.

این مقاله‌ای در مورد نمودارهای زیباتر نیست. این در مورد خود مدل است، این فرض که راه درست برای نشان دادن داده‌های یک فرد، طرح‌بندی هر معیاری است که دارید و اجازه دهید خودش بفهمد چه چیزی مهم است. این فرض شکسته شده است. جایگزین در حال حاضر در محصولاتی که هر روز استفاده می‌کنید، ارائه می‌شود، فقط هنوز الگوی آن را نامگذاری نکرده‌اید.

چرا داشبورد جایگاه خود را پیدا کرد

داشبورد کلاسیک زمانی یک ارتقاء واقعی بود. قبل از آن، شما صفحات گسترده، فایل‌های PDF هفتگی ایمیل شده و یک تحلیلگر هوش تجاری داشتید که برای گرفتن یک پرس‌وجو باید به او خوراکی می‌دادید. داشبورد این امکانات را به یک سطح سلف سرویس تبدیل کرد که در آن یک اپراتور غیرفنی می‌توانست بدون ثبت تیکت، نبض کسب و کار را بررسی کند.

همچنین با فناوری آن دهه مطابقت داشت. کتابخانه‌های نموداری حدود سال ۲۰۱۲ خوب شدند، شبکه‌های واکنش‌گرا ارزان شدند و مدل‌های قیمت‌گذاری SaaS به ارائه‌های «یک قاب شیشه‌ای» که مدیران می‌توانستند در فرم خرید توجیه کنند، پاداش می‌دادند. داشبورد برای کاربر طراحی نشده بود، بلکه برای مکالمه تمدید طراحی شده بود.

برای مدتی، این روش جواب داد. مردم دستور زبان را یاد گرفتند، طراحان باید روی داده‌ها مانور می‌دادند و تیم‌های محصول یک بوم نقاشی تمیز برای نمایش داشتند. مشکل این است که دستور زبان هرگز تکامل نیافته است. داشبوردی که در سال ۲۰۲۶ ارائه می‌دهید، همان داشبوردی است که در سال ۲۰۱۵ ارائه دادید، فقط با گوشه‌های گردتر و دکمه حالت تاریک.

نمای خانه Linear به عنوان یک سطح پس از داشبورد
نمای خانه Linear به عنوان یک سطح پس از داشبورد

چرا داشبوردها دیگر دوام نمی‌آورند

پنج نیرو همزمان داشبورد را خراب کردند و هر کدام از آنها به تنهایی کافی بود.

اول، اضافه بار اطلاعات، یک محصول B2B معمولی اکنون صدها معیار را در معرض نمایش قرار می‌دهد و یک شبکه ۱۲ کارتی نمی‌تواند برای شما اولویت‌بندی کند. دوم، هیچ اقدامی وجود ندارد، یک نمودار به شما می‌گوید که یک عدد کاهش یافته است اما نمی‌گوید که در مورد آن چه کاری باید انجام دهید، و اکثر کاربران تحلیلگر نیستند. سوم، هیچ روایتی وجود ندارد، داشبورد یک اسم است، دیواری از حقایق، در حالی که آنچه مردم واقعاً می‌خواهند یک فعل است، داستانی در مورد آنچه تغییر کرده و چرا.

چهارم، هیچ اولویتی وجود ندارد، هر کارت روی یک داشبورد کلاسیک وزن بصری یکسانی دارد، به این معنی که هیچ چیز روی آن وزن ندارد. پنجم، هوش مصنوعی منحنی هزینه یک شکل متفاوت را به طور کامل تغییر داد، شکلی که می‌تواند بدون هیچ نموداری به زبان ساده خلاصه، اولویت‌بندی و به سوالات پاسخ دهد. هنگامی که هزینه یک پاراگراف کتبی تقریباً به صفر رسید، شبکه نمودار انحصار خود را در انتقال وضعیت از دست داد.

نتیجه، سطحی از محصول است که همزمان شلوغ و بی‌فایده به نظر می‌رسد. کاربران صفحه را باز می‌کنند، مرور می‌کنند، هیچ چیز قابل عملی دریافت نمی‌کنند و آن را ترک می‌کنند. معیاری که باید هر تیم محصول را بترساند، معیاری است که هیچ‌کس در داشبورد قرار نمی‌دهد، زمان برای بینش، و در اکثر داشبوردها به بی‌نهایت گرد می‌شود.

اولین الگوی جایگزین: پرس‌وجوهای مکالمه‌ای

سریع‌ترین راه برای از بین بردن یک داشبورد این است که به افراد اجازه دهید سوالی بپرسند. پالس این کار را برای درآمد انجام می‌دهد، Stripe سیگما به تحلیلگران اجازه می‌دهد SQL را در دفتر کل خود بنویسند، و جدیدترین موج ابزارهای تحلیلی، از Hex تا Mode تا حتی Notion هوش مصنوعی، با این درخواست به عنوان ورودی اصلی رفتار می‌کنند.

این کار می‌کند زیرا اکثر داشبوردها به سوالی پاسخ می‌دهند که طراح حدس زده است، نه سوالی که کاربر امروز دارد. یک سطح مکالمه‌ای قرارداد را معکوس می‌کند، کاربر سوال را بیان می‌کند، سیستم کوچکترین پاسخ ممکن را برمی‌گرداند. برد در چت باکس نیست، برد در تمرکز است.

حالت شکست در اینجا زمانی است که یک تیم داشبورد را با یک جعبه چت جایگزین می‌کند که فقط همان نمودارها را درون یک حباب گفتاری برمی‌گرداند. این پیشرفت نیست، این یک لباس است. نسخه مناسب پرس‌وجوهای مکالمه‌ای ابتدا یک جمله، سپس یک عدد و تنها زمانی نمودار را برمی‌گرداند که نمودار واقعاً چیزی را روشن کند که جمله نمی‌تواند.

قابلیت مشاهده Vercel به عنوان تجزیه و تحلیل‌های تعبیه شده در داخل محصول
قابلیت مشاهده Vercel به عنوان تجزیه و تحلیل‌های تعبیه شده در داخل محصول

الگوی جایگزین دوم: خلاصه‌های تولیدی

خلاصه، داشبوردی است که قبلاً تکالیف خود را انجام داده است. گرانولا با هر جلسه به جای یک دیوار رونوشت، به عنوان یک خلاصه تولیدی یک صفحه‌ای رفتار می‌کند و سطح آن خلاصه است. به‌روزرسانی‌های پروژه Linear زیرموضوعات را در یک پاراگراف جمع می‌کند که مانند یک هم‌تیمی آن را نوشته است. نمودارهای هوش مصنوعی Notion می‌توانند شکل خود را به انگلیسی ساده در بالای صفحه توصیف کنند.

الگو ساده است، سنتز را روی سرور انجام دهید، سنتز را به عنوان رابط کاربری ارسال کنید. نمودار، اگر اصلاً ظاهر شود، شواهد پشتیبانی را در زیر یک جمله ارائه می‌دهد. شما برای انتخاب اینکه کدام شاخص کلیدی عملکرد (KPI) در بالا سمت چپ قرار گیرد، نیازی به طراح ندارید، مدل، لید را می‌نویسد.

دو چیز باعث می‌شود که این کار در عمل عملی شود. خلاصه باید دقیق باشد، "درآمد افزایش یافته است" بی‌فایده است، "درآمد هفته به هفته 14 درصد افزایش یافته است، کاملاً توسط سطح سازمانی هدایت می‌شود" جایگاه را به دست می‌آورد. و خلاصه باید گاهی اوقات به روش‌های ایمن و قابل بازیابی اشتباه باشد. کاربر باید بتواند وقتی پاراگراف خراب می‌شود، با یک حرکت روی اعداد زیرین کلیک کند.

الگوی جایگزین سوم: نمای تک صفحه‌ای امروز

دست کم گرفته شده‌ترین الگوی پس از داشبورد، نمای خانه است که در یک صفحه جا می‌شود و به یک سوال پاسخ می‌دهد، الان باید به چه چیزی نگاه کنم. خانه Linear نمونه استاندارد است، کار محول شده شما، پروژه فعال شما، نکته بعدی که مهم است، هیچ شبکه نموداری در هیچ کجا وجود ندارد. کرون و تقویم Notion یک برنامه‌ریز معمولاً پر از نمودار را در یک روز متمرکز خلاصه می‌کنند.

نمای تک‌صفحه‌ای امروزی، نقطه مقابل غریزه «همه چیز را به من نشان بده» داشبورد است. انتخاب می‌کند. متعهد می‌شود. حاضر است در مورد آنچه مهم است اشتباه کند و با درست بودن در بیشتر مواقع، حق اشتباه کردن را به دست می‌آورد. نظم طراحی بی‌رحمانه است زیرا هر پیکسل روی آن صفحه باید خود را در برابر این سوال توجیه کند که «آیا این همان چیزی است که کاربر در 30 ثانیه آینده به آن نیاز دارد؟»

محاسبات محصول پشت این الگو، چیزی است که آن را ماندگار می‌کند. کاربری که محصول شما را باز می‌کند و بلافاصله اقدام بعدی را که باید انجام دهد می‌بیند، کاربری است که مدام محصول شما را باز می‌کند. کاربری که محصول شما را باز می‌کند و نموداری را می‌بیند که ابتدا باید آن را تفسیر کند، کاربری است که رقیب را نصب می‌کند.

Stripe به عنوان داشبورد استانداردی که هنوز در سال ۲۰۱۵ گیر افتاده است
Stripe به عنوان داشبورد استانداردی که هنوز در سال ۲۰۱۵ گیر افتاده است

الگوی جایگزین چهارم: هشدارها در متن

داشبورد فرض می‌کند که کاربر به آن مراجعه خواهد کرد. الگوی پسا-داشبورد فرض می‌کند که محصول به کاربر می‌رسد و محصول از طریق کانال بومی کاربر، یعنی Slack، پوش، ایمیل یا سطحی که کار در واقع در آن انجام می‌شود، صحبت خواهد کرد.

PagerDuty سال‌ها پیش این را برای رویدادها ثابت کرد. Linear، Height و اکثر ابزارهای همکاری مدرن اکنون تفاوت را ارسال می‌کنند، نه لینک به داشبورد، بنابراین می‌توانید بدون کلیک کردن پاسخ دهید یا مشکل را حل کنید. اعلان‌های Stripe به طور فزاینده‌ای شماره را مستقیماً در عنوان ایمیل قرار می‌دهند، نه یک عبارت "برای مشاهده وارد شوید".

قانون ساده است، هشدار همان داشبورد است. اگر محصول شما هنوز ایمیلی با عنوان "گزارش هفتگی شما آماده است" ارسال می‌کند که برای اطلاع از تغییرات نیاز به کلیک دارد، شما هنوز در حال ساخت برای سال ۲۰۱۵ هستید. نسخه پسا-داشبورد عنوان را در اعلان می‌نویسد، شماره را در پوش ارسال می‌کند و فقط زمانی که کاربر نیاز به اقدام دارد، به نمای عمیق‌تر لینک می‌دهد.

الگوی پنجم جایگزینی: تحلیل‌های تعبیه‌شده

آخرین الگوی جایگزینی، نامرئی‌ترین الگو است و به جای یک صفحه تحلیلی جداگانه، داده‌ها درون خود سطح کاری قرار دارند. نمای استقرار Vercel به شما نشان می‌دهد که عملکرد را در کنار استقرار ایجاد می‌کنید، نه در یک تب مشاهده‌پذیری جداگانه. بازرس فایل Figma تاریخچه استفاده و نسخه را بدون صفحه "آمار" به شما نشان می‌دهد و نمای PR GitHub وضعیت CI، پوشش و وضعیت بررسی را مستقیماً در سطحی که تصمیم به ادغام آن دارید، جاسازی می‌کند.

این روش کار می‌کند زیرا داده‌ها در لحظه دقیق تصمیم‌گیری بیشترین ارزش را دارند و الگوی داشبورد، داده‌ها را از تصمیم جدا می‌کند. زمانی که روی "تحلیل‌ها" کلیک می‌کنید، قبلاً تغییر زمینه داده‌اید و رشته را از دست داده‌اید. تحلیل‌های تعبیه‌شده، عدد را به یک ویژگی از شیء مورد نظر شما تبدیل می‌کنند، نه مقصدی که باید از آن بازدید کنید.

پیامد طراحی این است که تیم تحلیل و تیم محصول یک تیم هستند. دیگر در محصولاتی که این موضوع را کشف کرده‌اند، «مدیر داشبورد» وجود ندارد، یک مدیر سطح کار وجود دارد که مالک هر داده‌ای است که در جریان آنها ظاهر می‌شود.

پنج الگوی جایگزین داشبورد
پنج الگوی جایگزین داشبورد

داشبورد کلاسیک در مقابل پنج الگوی جایگزین

این مقایسه‌ای است که بقیه این مقاله حول آن می‌چرخیده است. داشبورد کلاسیک یک ردیف از این جدول است، پنج الگوی جایگزین ردیف‌های دیگر را به اشتراک می‌گذارند و تفاوت‌ها همان چیزی است که نقشه راه محصول شما برای ۱۸ ماه آینده باید داشته باشد.

الگوورودی اولیهخروجی اولیهبهترین برایحالت شکست
داشبورد کلاسیکهیچکدام، شما می‌رسیدشبکه نمودارنسخه‌های نمایشی، تدارکاتبدون اقدام، بدون اولویت
پرس‌وجوهای مکالمه‌اییک سوالیک جمله به علاوه نمودارتحلیل موردینمودارهای بازگشتی چت باکس
خلاصه‌های تولیدییک پنجره زمانییک پاراگرافبررسی‌های هفتگی، جلسات استندآپخلاصه‌های عمومی و بی‌اساس
نمای تک صفحه‌ای امروزهویت، زمان روزیک پاسخ متمرکزاپراتورهای روزانهعمق پنهان، تحلیلگران گمشده

به ستون ورودی توجه کنید. هر الگوی جایگزینی از چیزی که کاربر قبلاً به شما داده است، یک سؤال، یک پنجره زمانی، یک هویت، یک آستانه، یک شی شروع می‌شود. داشبورد کلاسیک از هیچ شروع می‌شود و از کاربر می‌خواهد که زمینه را ایجاد کند. این کل بازی است.

دیواری از کارت‌های آمار در مقابل یک پاسخ متمرکز
دیواری از کارت‌های آمار در مقابل یک پاسخ متمرکز

چه کسی قبلاً نقل مکان کرده است و چه کسی هنوز در سال ۲۰۱۵ گیر کرده است؟

دوران پس از داشبورد یک تز نیست، بلکه یک لیست است. Linear نمای تک‌صفحه‌ای خانه را به عنوان نقطه ورود پیش‌فرض ارائه داد، Granola متن جلسه را به یک خلاصه تولیدی که خود محصول است تبدیل کرد و Pulse for income داشبورد مالی SaaS را با یک پیام روزانه Slack و یک پیگیری مکالمه‌ای جایگزین کرد.

قابلیت مشاهده Vercel تجزیه و تحلیل‌ها را به جای یک صفحه جداگانه در سطح استقرار جاسازی می‌کند، Stripe Sigma دفتر کل زیربنایی را به عنوان یک چیز قابل پرس و جو به جای یک مجموعه نمودار ثابت نمایش می‌دهد، Notion هوش مصنوعی اکنون خلاصه‌هایی را بالای نماهای پایگاه داده می‌نویسد تا صفحه مانند یک خلاصه خوانده شود، و Cron و Notion Calendar تجزیه و تحلیل‌های تقویم را در یک صفحه برنامه‌ریز واحد جمع می‌کنند.

هر یک از این محصولات تجارت یکسانی انجام دادند، آنها مساحت سطح را فدای جهت کردند. آنها یک پاسخ را انتخاب کردند و آن را ارائه دادند. آنها تلاش برای همه چیز بودن برای همه در یک زمان را متوقف کردند و شروع به تبدیل شدن به یک چیز برای یک نفر در یک لحظه کردند.

فهرست هشداردهنده نیز به همان اندازه آموزنده است. گوگل آنالیتیکس یک اثر موزه‌ای است، محصولی که هر طراحی مجدد آن فقط همان شبکه نمودار را در تب‌های جدید جابجا می‌کند. میکس‌پنل و آمپلیتود هنوز به دیواری از کارت‌ها باز هستند که برای تفسیر آنها به یک کارگاه آموزشی نیاز است. اکثر ابزارهای صورتحساب B2B، اکثر پلتفرم‌های HRIS، اکثر صفحه‌های اصلی CRM، همه آنها به طور پیش‌فرض روی همان شبکه نمودار کار می‌کنند، گویی دهه گذشته اتفاق نیفتاده است.

این به این دلیل نیست که تیم‌ها تنبل هستند، بلکه به این دلیل است که فروش داشبورد همیشه آسان‌تر از استفاده از آن بوده است. یک نسخه آزمایشی از یک شبکه نمودار برای خریداری که هنوز کاربر نیست، چشمگیر به نظر می‌رسد و تدارکات سطح رئیس B2B است.

بازار در معامله به داشبورد پاداش می‌دهد، سپس هر روز بعد آن را مجازات می‌کند و مجازات آن ریزش نامرئی است. اگر بتوانید یک سطح پس از داشبورد ارسال کنید که به خوبی یک شبکه نمودار را نمایش می‌دهد و ده برابر بهتر استفاده می‌کند، دسته خود را می‌خورید و شرکت‌های فوق به شما یک شروع عالی می‌دهند.

چهار دلیل شکست طراحی پس از داشبورد
چهار دلیل شکست طراحی پس از داشبورد

حالت‌های شکست هنگام تلاش برای جایگزینی داشبورد

جایگزینی یک داشبورد سخت‌تر از از بین بردن آن است و بیشتر تلاش‌ها به روش‌های قابل پیش‌بینی شکست می‌خورند. در اینجا چهار مورد برای جلوگیری از آنها آورده شده است.

  1. دیوار نمودار هوش مصنوعی. شما همان شبکه نمودار را در یک دکمه "ایجاد بینش" قرار می‌دهید که سه نمودار دیگر تولید می‌کند. اکنون کاربر باید هم شبکه اصلی و هم شبکه تولید شده را بخواند. شما کار را دو برابر کرده‌اید، نه نصف.

  2. کادر چت که نمودارها را برمی‌گرداند. شما یک ورودی سریع اضافه می‌کنید، دستور همان طرح داشبورد را برمی‌گرداند. رابط کاربری جابجا شد، پاسخ جابجا نشد. کاربر هنوز در حال جستجوی کارت‌ها است.

  3. خستگی هشدار. شما داشبورد را با اعلان‌ها جایگزین می‌کنید، سپس هر رویداد را به عنوان هشدار ارسال می‌کنید. ظرف یک هفته کاربر کانال را بی‌صدا می‌کند و شما تنها سطح پس از داشبورد را که کار می‌کرد از دست داده‌اید.

  4. تب‌های بیشتر، نه کمتر. شما داشبورد را نگه می‌دارید، یک نمای امروز اضافه می‌کنید، یک صفحه مکالمه اضافه می‌کنید، یک بخش خلاصه اضافه می‌کنید و همه آنها را به عنوان خواهر و برادر ارسال می‌کنید. حالا محصول چهار نقطه ورود دارد و کاربر هیچ نقطه‌ای ندارد.

موضوع مشترک در هر شکست، تفکر افزایشی است. الگوی پس از داشبورد، کاهشی است. شما شبکه نمودار را حذف می‌کنید، تب‌ها را حذف می‌کنید، کارت‌هایی را که هیچ‌کس روی آنها کلیک نمی‌کند حذف می‌کنید. سطح جایگزین با کوچکتر بودن از چیزی که جایگزین شده است، جایگاه خود را به دست می‌آورد، نه با قرار گرفتن در کنار آن.

وقتی داشبورد هنوز جایگاه خود را حفظ می‌کند

داشبوردها ناپدید نمی‌شوند، آنها به کارهای خاصی که شبکه نمودار واقعاً شکل مناسبی دارد، عقب‌نشینی می‌کنند. سه مورد از آنها وجود دارد و اگر محصول شما یکی از این موارد است، می‌توانید شبکه خود را حفظ کنید.

  1. نمای وضعیت عملیاتی، NOC مرکز داده، کنسول عملیات خطوط هوایی، طبقه معاملات، مانیتور رویدادهای زنده. وقتی کار کاربر اسکن ده‌ها سیگنال برای ناهنجاری‌ها در زمان واقعی است، یک شبکه نمودار درست است، این به معنای واقعی کلمه کار است.

۲. میز کار تحلیل عمیق برای تحلیلگران. Hex، Mode، Tableau، Power BI، جایی است که یک تحلیلگر یا کمی‌ساز تمام روز در آن زندگی می‌کند و یک شبکه نمودار به همراه ویرایشگر پرس‌وجو، سطح حرفه‌ای مناسبی است. سعی نکنید یک کمی‌ساز را مجبور به استفاده از چت باکس کنید.

۳. هوش تجاری اجرایی در سطح هیئت مدیره. یک عرشه خلاصه ماهانه یا سه ماهه که در آن شبکه نمودار، مصنوع جلسه است، نه سطح کار روزانه. این داشبورد به عنوان سند است، نه داشبورد به عنوان برنامه.

توجه داشته باشید که هر سه مورد حرفه‌ای، نادر یا هر دو هستند. اشتباه کلاسیک SaaS این است که سطحی را که برای یک تحلیلگر تمام وقت در یک طبقه تجاری طراحی شده است، بردارید و آن را برای یک مدیر بازاریابی که محصول را دو بار در هفته باز می‌کند، ارسال کنید. این همان عدم تطابقی است که داشبورد را از بین برد.

جایی که داشبوردها هنوز به آن تعلق دارند
جایی که داشبوردها هنوز به آن تعلق دارند

چگونه چیزی را طراحی کنیم که جایگزین داشبورد شود

اگر همین الان جلوی یک فایل Figma با یک شبکه نمودار در آن نشسته‌اید، در اینجا راهکار ارائه شده است.

با سوال شروع کنید. در یک جمله، بنویسید که کاربر هنگام باز کردن این صفحه چه چیزی را می‌خواهد بفهمد. اگر نمی‌توانید آن جمله را بنویسید، آماده طراحی چیزی نیستید، هنوز در حال تحقیق هستید. اگر جمله «تمام داده‌های من را ببینید» است، کاربر شما داشبورد نمی‌خواهد، خریدار شما داشبورد می‌خواهد و شما برای شخص اشتباهی طراحی می‌کنید.

بر اساس سوال، یکی از پنج الگوی جایگزین را انتخاب کنید. تصمیمات تکراری به نماهای تک صفحه‌ای امروز، سوالات موردی به پرس‌وجوهای محاوره‌ای، بررسی‌های دوره‌ای به خلاصه‌های تولیدی، تغییرات حساس به زمان به هشدارهای متنی و تصمیمات در نقطه ویرایش به تجزیه و تحلیل‌های تعبیه شده می‌روند. اگر سوال شما با دو الگو مطابقت دارد، دو صفحه دارید، نه یک صفحه.

کوچکترین نسخه را ارسال کنید. در برابر تمایل به اضافه کردن یک دکمه «نمای کلاسیک» یا پیوند «مشاهده همه معیارها» مقاومت کنید. هر روزنه فراری که به الگوی داشبورد قدیمی اضافه می‌کنید، مجوزی برای کاربران و تیم خودتان است تا در سال ۲۰۱۵ زندگی کنند. نکته سطح جایگزین این است که متعهد می‌شود.

این به چه معناست و از کجا باید شروع کرد

دو سال آینده طراحی محصول B2B توسط اینکه کدام تیم‌ها ابتدا داشبوردهای خود را از بین می‌برند، تعریف خواهد شد. رهبران این دسته در حال حاضر در حال حرکت هستند. عقب‌ماندگان سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ را در چرخه‌های طراحی مجدد پرهزینه سپری خواهند کرد و بیشتر این طراحی‌های مجدد شکست خواهند خورد، زیرا آنها به جای جایگزینی مدل، شبکه نمودار را دوباره طراحی می‌کنند.

تیم‌هایی که برنده می‌شوند در ابتدا برای تدارکات عجیب به نظر می‌رسند. آنها به جای یک دیوار نمودار، یک جمله را نمایش می‌دهند، به جای یک "یک قاب شیشه‌ای" یک هشدار Slack ارائه می‌دهند و یک نمای امروز را که در یک صفحه جا می‌شود، می‌فروشند. آنها چند معامله را به متصدی شبکه نمودار از دست می‌دهند و سپس هر کاربری را که برنده می‌شوند، نگه می‌دارند، زیرا سطحی که ارسال کرده‌اند، سطحی است که کاربر واقعاً می‌خواست.

فردا محصول خود را باز کنید. ابتدا به صفحه‌ای که کاربر می‌بیند نگاه کنید. بپرسید که آیا آن صفحه به یک سوال واقعی پاسخ می‌دهد یا فقط مدل داده شما را طرح می‌کند، و اگر مدل داده شما را طرح می‌کند، شما یک داشبورد دارید و داشبورد از بین رفته است. سپس یک سوال باارزش‌ترین کاربر خود را هنگام باز کردن محصول انتخاب کنید و به جای شبکه، یک پاسخ تک صفحه‌ای به آن سوال ارسال کنید.

برای شروع لازم نیست کل محصول خود را دوباره طراحی کنید، باید صفحه اول را دوباره طراحی کنید و بقیه به دنبال آن خواهند آمد. وقتی نمای اصلی شما داشبورد نباشد، بقیه محصول نیز شبیه آن به نظر نمی‌رسد. شبکه نمودار عملکرد خوبی داشت، فقط دیگر پاسخ نبود، بنابراین سطحی را که کاربران شما واقعاً به آن نیاز دارند بسازید و داشبورد را رها کنید.

If your product still opens to a wall of charts in 2026, we will redesign the surface your users actually need. Start at /hire.

Get Started

More from Brainy Papers

Keep reading