web design uiMay 9, 202614 min read

مرگ نوار کناری در طراحی اپلیکیشن‌های مدرن SaaS

چرا ریل چپ دائمی در حال از بین رفتن است، پنج الگوی جایگزین آن، و چگونه می‌توان پوسته‌های برنامه را در سال ۲۰۲۶ بدون اتکا به مستطیل لینک‌ها طراحی کرد.

By Boone
XLinkedIn
the death of the sidebar

نوار کناری در حال از بین رفتن است و اکثر تیم‌های محصول هنوز متوجه آن نشده‌اند. نوار کناری ثابت آیکون‌ها و برچسب‌ها، چیزی که هر برنامه SaaS از سال ۲۰۱۰ مانند یک یونیفرم پوشیده است، بی‌سروصدا توسط برنامه‌هایی که مردم واقعاً در سال ۲۰۲۶ دوست دارند از آن استفاده کنند، در حال کنار گذاشته شدن است.

شما می‌توانید این را لحظه‌ای که از ابزاری که از آن استفاده می‌کند به ابزاری که از آن استفاده نمی‌کند، تغییر می‌دهید، حس کنید. Linear، Raycast، Arc، Granola، Cron، Cursor. هر کدام شرط متفاوتی بستند، اما شرط‌ها قافیه دارند. پوسته از سر راه کنار رفت و اجازه داد کار صفحه را پر کند.

این مقاله در مورد این تغییر است. چرا نوار کناری پانزده سال جایگاه خود را به دست آورد، چرا دیگر جایگاه خود را حفظ نکرد، پنج الگوی جایگزین آن، حالت‌های خرابی که هیچ کس در مورد آنها به شما هشدار نمی‌دهد، و موارد معدودی که هنوز یک نوار کناری جایگاه خود را دارد.

چرا نوار کناری جایگاه خود را به دست آورد

نوار کناری در یک دوره خاص منطقی بود. برنامه‌ها باریک بودند، مانیتورها کوچک بودند و بیشتر نرم‌افزارها یک پایگاه داده CRUD بودند که یک کت پوشیده بود، با نام‌هایی مانند Salesforce، Basecamp، Asana اولیه، Gmail کلاسیک و هر ابزار حسابداری که تا به حال ساخته شده بود. شما به یک لیست ثابت از اسم‌ها در سمت چپ و یک فضای کاری در سمت راست نیاز داشتید. این الگو به این دلیل عرضه شد که یک مشکل واقعی را حل می‌کرد.

همچنین به عنوان یک نمایش وضعیت نیز عمل می‌کرد. نوار کناری جایی بود که تیم‌ها محصول خود را به ترتیب مدیریت محصول، با مواردی مانند صندوق ورودی، پروژه‌ها، گزارش‌ها، تنظیمات و صورتحساب، می‌نوشتند. این لیست به شما می‌گفت چه چیزی مهم است و وضعیت فعال به شما می‌گفت که در کجا قرار دارید. این زمانی مفید بود که اکثر کاربران هر دوشنبه صبح برای اولین بار برنامه را یاد می‌گرفتند.

برای مدت طولانی، این بده بستان خوب بود. قابلیت کشف، سخت‌ترین مشکل UX بود و یک منوی قابل مشاهده در سمت چپ، یک پاسخ ارزان و تنبل بود که بیشتر کار می‌کرد. طراحان، این الگو را در هر داشبوردی جا دادند و ما دیگر از خود نپرسیدیم که آیا ریل هنوز اجاره خود را دریافت می‌کند یا خیر.

سپس چند چیز به طور همزمان تغییر کرد و محاسبات برعکس شد.

چه چیزی پوسته برنامه قدیمی را از بین برد

سه نیرو همزمان نوار کناری را شکستند. برنامه‌ها عریض‌تر شدند، ناوبری در جستجو ادغام شد و هوش مصنوعی سطوح را پویا کرد. هر یک به تنهایی ممکن بود نوار کناری را زخمی اما نفس‌گیر کند. آنها با هم به عنوان پوسته برنامه پیش‌فرض به کار خود پایان دادند.

صفحه نمایش‌ها بزرگتر شدند. مانیتور طراح متوسط ​​در سال ۲۰۲۶ یک پنل ۲۷ اینچی یا یک لپ‌تاپ ۱۴ اینچی است که به وضوح بومی خود ارتقا یافته است و کاری که افراد در SaaS انجام می‌دهند نیز متراکم‌تر شد. یک ریل ۲۴۰ پیکسلی وقتی محصول واقعی شما یک تقویم، یک بوم نقاشی، یک رونوشت یا یک ویرایشگر کد است، فضای زیادی را اشغال می‌کند. هر ستونی که به کروم می‌دهید، ستونی است که از کار برمی‌دارید.

ناوبری نیز در یک ورودی ادغام شد. زمانی Spotlight، سپس Alfred، سپس Raycast و نوار فرمان Linear نسلی از کاربران حرفه‌ای را آموزش دادند تا برای همه چیز cmd-K را فشار دهند. اگر جستجوی صفحه کلید سریع‌تر از خواندن یک لیست باشد، لیست وزن اضافی است. نوار فرمان دیگر یک ویژگی نیست، بلکه سیستم ناوبری است.

سپس هوش مصنوعی ظهور کرد و این سوال که چه چیزی باید روی صفحه نمایش باشد، دیگر پاسخ ثابتی نداشت. سطح مناسب برای ده ثانیه بعدی به آنچه تایپ کرده‌اید، آنچه می‌خوانید و آنچه انتخاب کرده‌اید بستگی دارد. یک ریل چپ ثابت نمی‌تواند با پنلی که اکنون باید یک نمودار و اکنون یک نویسنده و اکنون یک تفاوت باشد، همگام باشد.

چگونه Linear بی‌سروصدا پیش‌فرض جدید را تنظیم کنید

Linear شایسته تقدیر بیشتری نسبت به تبدیل نوار فرمان به جریان اصلی در نرم‌افزارهای B2B است. قبل از Linear، پالت‌های cmd-K در IDEها و ابزارهای کاربر حرفه‌ای وجود داشتند. پس از Linear، هر مدیر محصول جدی شروع به پرسیدن این سوال کرد که چرا برنامه آنها اصلاً به یک نوار کناری نیاز دارد. این الگو تقریباً در عرض دو سال از ابزار سرگرمی توسعه‌دهندگان به انتظارات پیش‌فرض تبدیل شد، که سریع است.

Linear هنوز یک نوار کناری دارد، اما نوار کناری نرم، تاشو و با کنتراست پایین و پر از چیزهایی است که به ندرت روی آنها کلیک می‌کنید. ناوبری واقعی در نوار cmd-K اتفاق می‌افتد، جایی که شماره جدید، پرش به پروژه، تغییر وضعیت، تعیین هم‌تیمی و تغییر اولویت، همگی زنده هستند. هر عملی با یک ضربه کلید فاصله دارد و نوار کناری به جای یک سیستم ترافیک، به یک یادآوری مودبانه تبدیل می‌شود.

این جداسازی مهم است. قابلیت کشف را از ناوبری اصلی جدا کرد و به طراحان اجازه داد تا از پر کردن بیش از حد ریل سمت چپ با دوازده چیزی که هیچ کس روی آنها کلیک نمی‌کند، دست بردارند.

صحنه‌ای از هنر وکسل که یک نوار کناری سنگین با ریل چپ را در مقابل یک بوم تمیز با نوار فرمان شناور مقایسه می‌کند، مرجان پاستلی ملایم و فیروزه‌ای، پس‌زمینه تیره
صحنه‌ای از هنر وکسل که یک نوار کناری سنگین با ریل چپ را در مقابل یک بوم تمیز با نوار فرمان شناور مقایسه می‌کند، مرجان پاستلی ملایم و فیروزه‌ای، پس‌زمینه تیره

نوار کناری از کابین خلبان به محفظه داشبورد تنزل رتبه یافت، که دقیقاً همان جایی است که در محصولی که برای استفاده مکرر ساخته شده است، به آن تعلق دارد. همین الگو اکنون در همه جا در Notion، Vercel، Height، Pitch، Superhuman دیده می‌شود، همه آنها به یک نوار فرمان به عنوان ستون فقرات تکیه داده شده‌اند و نوار کناری را به عنوان دکوراسیون در نظر می‌گیرند. وقتی شروع به نگاه کردن می‌کنید، نمی‌توانید آن را نادیده بگیرید. نوار cmd-K در کمتر از نصف زمانی که نوار کناری در وهله اول به این حالت درآمد، به پیش‌فرض جدید تبدیل شد.

الگوی اول: نوار فرمان به عنوان ناوبری اصلی

اولین الگویی که جایگزین نوار کناری می‌شود، نوار فرمان به عنوان راه اصلی برای حرکت در یک برنامه است. Raycast خالص‌ترین بیان این ایده است، Arc آن را به ستون فقرات یک مرورگر تبدیل کرد و Linear آن را در یک محصول معمولی معتبر ساخت. داشبورد Notion، Figma و Vercel همگی از آن پیروی کردند.

یک نوار فرمان واقعی یک کادر جستجو با قابلیت تکمیل خودکار نیست. این یک تجزیه‌گر است که اسم‌ها، افعال و زمینه اخیر شما را می‌شناسد و اقدامات را نمایش می‌دهد، نه صفحات. "in" را تایپ کنید و صندوق ورودی، فاکتورها، تنظیمات ادغام، اقدام برای دعوت از هم‌تیمی و مسئله‌ای که آخرین بار به آن نگاه می‌کردید را دریافت می‌کنید. کلیدهای فشرده‌شده، پیمایش را انجام می‌دهند و صفحه نمایش تمیز می‌ماند.

مهارتی که هیچ‌کس در مورد آن صحبت نمی‌کند، رتبه‌بندی است. یک نوار فرمان نامرتب، از یک نوار کناری بدتر است زیرا شما را با نتایج اولیه بد مجازات می‌کند. یک نوار فرمان عالی، انگار برنامه ذهن شما را می‌خواند و حق حذف کامل نوار کناری را به دست می‌آورد.

الگوی دوم: پنل‌های زمینه‌ای

الگوی دوم، پنل‌های زمینه‌ای هستند. به جای یک لیست ثابت از مقصدها در سمت چپ، برنامه یک پنل در سمت راست یا در یک پوشش به شما نشان می‌دهد که به چیزی که به آن نگاه می‌کنید، محدود شده است. جزئیات مشکل Linear، ویژگی‌های صفحه Notion، بازرس سمت راست Figma، اسلاید شو استقرار Vercel. پنل با تغییر انتخاب تغییر می‌کند.

پنل‌های زمینه‌ای به این دلیل کار می‌کنند که کنترل‌ها را در کنار چیزی که کنترل می‌کنند قرار می‌دهند. یک نوار کناری شما را مجبور می‌کند برای انجام یک اقدام محلی به یک منوی سراسری برگردید، که مالیاتی است که برای هر تعامل پرداخت می‌کنید. یک پنل متنی سمت راست، فاصله را به صفر می‌رساند و زمینه را قابل مشاهده نگه می‌دارد.

هزینه آن انضباط است. پنل‌های متنی به محض اینکه تیم از سخت‌گیری در مورد آنچه که به آنها تعلق دارد دست بکشند، از بین می‌روند. اگر همه چیز سراسری شروع به نشت به ریل سمت راست کند، به جای صفر، دو نوار کناری خواهید داشت که بدتر از جایی است که شروع کرده‌اید.

الگوی سوم: سطوح مولد

الگوی سوم، سطوح مولد است و این الگویی است که واقعاً پنج سال پیش نمی‌توانست وجود داشته باشد. مکان‌نما (Cursor) تمیزترین مثال است، که در آن کل برنامه یک ویرایشگر است و شما هر سطحی را که نیاز دارید با یک اعلان فراخوانی می‌کنید، چه یک تفاوت، جستجو، پیش‌نمایش اصلاح یا چت با پایگاه کد باشد. پوسته پیش‌بینی نمی‌کند که شما چه می‌خواهید، آن را بنا به تقاضا تولید می‌کند.

گرانولا همین کار را برای جلسات انجام می‌دهد. متن، پوسته است و هوش مصنوعی خلاصه‌ها، موارد عملی، ایمیل‌های پیگیری و یادداشت‌های قابل اشتراک‌گذاری را درون آن بوم تولید می‌کند. هیچ نوار کناری وجود ندارد زیرا هیچ طبقه‌بندی ثابتی از خروجی‌ها وجود ندارد. سطح بعدی هر چیزی است که شما بخواهید.

این گیج‌کننده‌ترین الگو برای طراحان باتجربه SaaS است زیرا قرارداد را معکوس می‌کند.

هنر وکسل از پنج کارت برچسب‌گذاری شده شناور بر روی یک پس‌زمینه استودیویی تاریک، نوار فرمان، پنل‌های متنی، سطوح مولد، بوم نقاشی تمام‌صفحه، پوسته‌های مینی‌اپ، پاستل نرم
هنر وکسل از پنج کارت برچسب‌گذاری شده شناور بر روی یک پس‌زمینه استودیویی تاریک، نوار فرمان، پنل‌های متنی، سطوح مولد، بوم نقاشی تمام‌صفحه، پوسته‌های مینی‌اپ، پاستل نرم

شما دیگر مجموعه‌ای محدود از صفحات را طراحی نمی‌کنید. شما یک مولد و یک قاب طراحی می‌کنید و به مدل و کاربر اعتماد می‌کنید تا بقیه را بسازند. این هنر یک سطح بالاتر می‌رود، به قوانین و ریل‌هایی برای آنچه هوش مصنوعی می‌تواند تولید کند.

الگوی چهارم: بوم با حاشیه کامل

الگوی چهارم، بوم با حاشیه کامل است. Cron، که اکنون به عنوان تقویم Notion فعالیت می‌کند، نوار کناری را به طور کامل در پنجره‌های کوچکتر از بین می‌برد و اجازه می‌دهد شبکه تقویم تا لبه‌ها امتداد یابد. Things 3 به مدت یک دهه با طرح‌بندی کروم-لایت خود این کار را به روشی آرام‌تر انجام داده است. Arc با پنهان کردن نوار آدرس و تب‌ها در یک ریل کوچک که با یک ضربه کلید فراخوانی می‌شود، به مرورگر جلوه‌ای تمام صفحه (full-bleed) بخشید.

شرط می‌بندم که کار، ناوبری است. اگر مصنوع جلوی شما به اندازه کافی غنی باشد، برای جهت‌یابی به لیستی از مصنوعات دیگر نیاز ندارید. شما به یک cmd-K عالی نیاز دارید تا هر زمان که خواستید به جای دیگری بروید و یک حرکت عالی برای بازگرداندن کروم در صورت نیاز.

بوم‌های تمام صفحه همچنین به گونه‌ای حس ممتازی دارند که هیچ چیز با ریل ۲۴۰ پیکسلی این حس را ندارد. تراکم اطلاعات افزایش می‌یابد، نویز محیط کاهش می‌یابد و کاربر شروع به برخورد با برنامه مانند یک ابزار به جای یک پورتال می‌کند. ایجاد این حس دشوار است و یک نوار کناری دستیابی به آن را تقریباً غیرممکن می‌کند.

الگوی پنجم: پوسته‌های کوچک برنامه

الگوی پنجم پوسته کوچک برنامه است که در آن محصول از سطوح کوچک و مستقلی تشکیل شده است که به جای یک درخت صفحه یکپارچه، به طور ناگهانی ظاهر و ناپدید می‌شوند. افزونه‌های Raycast نمونه بارز این موضوع هستند. هر دستور، برنامه کوچک خودش را با رابط کاربری مخصوص به خود دارد و پوسته فقط یک قاب و یک ورودی است.

داشبورد Vercel نیز در این مسیر حرکت کرده است، با صفحات پروژه‌ای که کمتر شبیه بخش‌های یک برنامه غول‌پیکر و بیشتر شبیه ابزارهای کوچکی هستند که یک حساب کاربری را به اشتراک می‌گذارند. Canvas Slack، پایگاه‌های داده Notion، حتی برنامه‌های بانکی مدرن نیز به همین ایده گرایش دارند. شما یک سطح کوچک را راه‌اندازی می‌کنید، کار را انجام می‌دهید و سطح از بین می‌رود.

پوسته‌های برنامه کوچک با نحوه کار واقعی افراد در سال 2026 مطابقت دارند، که به طور خلاصه، انفجارهای متمرکز در ابزارهای زیادی است که اغلب به یک هوش مصنوعی یا از آن منتقل می‌شوند. یک نوار کناری به معنای یک معماری ثابت است. یک پوسته برنامه کوچک اذعان می‌کند که معماری سیال است و به کاربر اجازه می‌دهد تا آن را با قصد و نیت خود مونتاژ کند.

وقتی نوارهای کناری هنوز هم دوام می‌آورند

لحظه صادقانه. نوارهای کناری در هر زمینه‌ای از بین نرفته‌اند. سه جایی که هنوز به آنها تعلق دارند وجود دارد، و تظاهر به غیر از این، ایدئولوژی طراحی است.

اولین مورد، درخت‌های فایل در ویرایشگرهای کد و ابزارهای طراحی است. VS Code، پنل لایه‌های Figma، Photoshop، Premiere. وقتی مصنوع یک ساختار سلسله مراتبی است که باید آن را اسکن، گسترش و بکشید، یک درخت در سمت چپ ابزار مناسب است. نوار cmd-K آن را تکمیل می‌کند، اما جایگزین آن نمی‌شود.

دومین مورد، محتوای مرجع با طبقه‌بندی عمیق و پایدار است. سایت‌های مستندات، پلتفرم‌های یادگیری، ویکی‌های داخلی. وقتی کاربران به جای جستجو، مرور می‌کنند، وقتی ساختار محصول است، یک طرح کلی سمت چپ همچنان برنده است. Stripe Docs، MDN، سایت مستندات خود Linear، همگی به دلایل خوبی ریل‌های خود را حفظ می‌کنند.

سومین مورد، پنل‌های مدیریتی با بیش از بیست مقصد مجزا است که کاربران را قادر می‌سازد تمام روز بین آنها جابجا شوند. CRMها، CMSها، کنسول‌های پشتیبانی. نوار کناری در آنجا یک میز کار است، نه یک منوی بازاریابی، و حذف آن باعث کندی افرادی که در داخل برنامه زندگی می‌کنند، می‌شود.

هنر وکسل از نمونه‌های نوار کناری حفظ‌شده پشت شیشه با برچسب درخت فایل، مرجع اسناد، ناوبری عمیق با سایر نوارهای کناری که در مه محو می‌شوند، پاستل نرم
هنر وکسل از نمونه‌های نوار کناری حفظ‌شده پشت شیشه با برچسب درخت فایل، مرجع اسناد، ناوبری عمیق با سایر نوارهای کناری که در مه محو می‌شوند، پاستل نرم

انتخاب جایگزین مناسب

در اینجا مقایسه‌ای سریع از پنج الگوی جایگزین در کنار هم ارائه شده است، زیرا تفاوت‌ها هنگام انتخاب یکی از آنها اهمیت دارند.

| الگو | بهترین برای | ریسک | مثال‌های واقعی | |---|---|---|---| | نوار فرمان | کاربران حرفه‌ای، برنامه‌های سنگین | رتبه‌بندی بد اعتماد را از بین می‌برد | Linear، Raycast، Arc، Vercel | | پنل‌های زمینه‌ای | کار شیء محور | تبدیل به یک نوار کناری دوم | Linear، Notion، Figma | | سطوح مولد | گردش‌های کاری بومی هوش مصنوعی | کشف آن دشوار، وعده دادن آن آسان | مکان‌نما، گرانولا | | بوم نقاشی تمام‌صفحه | ابزارهای تک‌ساخته | قابلیت کشف بدون cmd-K | Cron، Things 3، Arc | | پوسته‌های مینی‌اپ | اکوسیستم‌های چندابزاری | تجربه کاربری متناقض بین مینی‌اپ‌ها | Raycast، Vercel، Slack Canvas |

الگوها متقابلاً منحصر به فرد نیستند. Linear سه تا از آنها را همزمان اجرا می‌کند. مکان‌نما چهار تا را اجرا می‌کند. بهترین برنامه‌های مدرن دو یا سه الگو را روی هم قرار می‌دهند و اجازه می‌دهند نوار کناری به زمزمه‌ای کوچک شود یا کاملاً ناپدید شود.

حالت‌های خرابی که هیچ‌کس در مورد آنها به شما هشدار نمی‌دهد

جایگزین‌های نوار کناری روش‌های خاص خود را برای شکست دارند و از مشکلی که حل کرده‌اند زشت‌تر هستند. چهار تله وجود دارد که باید مراقب آنها باشید.

  1. کروم در لباس مبدل متورم می‌شود. تیم‌ها نوار کناری را حذف می‌کنند و سپس آن را به عنوان یک نوار بالای شلوغ، یک پنل سمت راست دائمی و سه دکمه عملیاتی شناور بازسازی می‌کنند. کروم اینترنت بالا می‌رود، نه پایین.

۲. اضطراب «منو کجاست؟». کاربران جدید روی یک بوم تمیز فرود می‌آیند، هیچ ناوبری واضحی نمی‌بینند و بالا و پایین می‌پرند. نوار cmd-K برای هر کسی که برای انتظار آن آموزش ندیده باشد، نامرئی است.

۳. وقفه‌های موبایل. نوارهای فرمان و پنل‌های متنی، صفحه کلید و اشاره‌گر را در نظر می‌گیرند. در تلفن، همین الگوها به پوشش‌های کند تبدیل می‌شوند، مگر اینکه آنها را از ابتدا برای لمس طراحی مجدد کنید.

۴. قابلیت کشف پنهان. سطوح مولد و پوسته‌های مینی‌اپ می‌توانند کل ویژگی‌ها را پشت اعلان‌ها و میانبرها پنهان کنند. کاربران حرفه‌ای آن را دوست دارند. کاربران آزمایشی از کار می‌افتند.

شما می‌توانید هر یک از این موارد را حل کنید، اما فقط در صورتی که با آنها به عنوان مشکلات درجه یک در روز اول برخورد کنید، نه به عنوان مشکلات بی‌اهمیت در پایان پروژه.

چگونه پوسته‌های برنامه را در سال ۲۰۲۶ طراحی کنیم

اگر در حال شروع یک محصول جدید یا طراحی مجدد یک محصول قدیمی هستید، پوسته را به ترتیبی متفاوت از آنچه قبلاً طراحی می‌کردید، طراحی کنید. با مصنوع شروع کنید، نه با منو.

۱. مصنوع اصلی را انتخاب کنید. چیزی که کاربر بیشتر به آن نگاه می‌کند. یک سند، یک تقویم، یک تخته، یک رونوشت، یک بوم، یک فایل کد.

۲. ابتدا کل صفحه را به آن اختصاص دهید، سپس فقط جایی که برای خودش مناسب است، کروم را به عقب برگردانید.

۳. قبل از اضافه کردن نوار کناری، یک نوار فرمان اضافه کنید. cmd-K را در روز اول طراحی به یک عادت تبدیل کنید، نه یک ویژگی فاز دوم.

۴. تصمیم بگیرید که آیا پنل سمت راست شما متنی است یا سراسری، و هرگز هر دو را نداشته باشید. ترکیب آنها چیزی است که محصولات دو نوار کناری را ایجاد می‌کند.

۵. قرارداد سطح مولد خود را تعیین کنید. هوش مصنوعی چه چیزی را می‌تواند احضار کند، چه چیزی را هرگز نمی‌تواند احضار کند، و چگونه آن سطوح به صفحه وارد و خارج می‌شوند.

۶. موبایل را به صورت موازی طراحی کنید، نه بعد از آن. اگر پوسته دسکتاپ فقط با شناور و کیبورد کار کند، نسخه موبایل شما یک فاجعه خواهد بود.

۷. یک نوار کناری را در آخر اضافه کنید، و فقط در صورتی که یک کاربر واقعی از شش مرحله اول جان سالم به در ببرد.

این ترتیب مهم است. اکثر تیم‌ها ابتدا نوار کناری را طراحی می‌کنند زیرا ساده‌ترین چیز برای طراحی است و بقیه پوسته توجیهی برای آن می‌شود. معکوس کردن ترتیب، بخش عمده کار است.

هنر وکسل از چهار کارت شکست در یک پس‌زمینه استودیویی تاریک با برچسب کرومی پف‌کرده، منوی موبایل کجاست، قابلیت کشف پنهان، پاستل نرم
هنر وکسل از چهار کارت شکست در یک پس‌زمینه استودیویی تاریک با برچسب کرومی پف‌کرده، منوی موبایل کجاست، قابلیت کشف پنهان، پاستل نرم

مهارت‌های جدید مورد نیاز

این تغییر، بی‌سروصدا استاندارد آنچه یک طراح محصول باید در آن خوب باشد را بالا می‌برد. مهارت‌های قدیمی هنوز مهم هستند، اما مجموعه‌ای جدید بر آنها قرار می‌گیرد.

شما باید در رتبه‌بندی و ارتباط جستجو خوب باشید، زیرا یک نوار فرمان فقط به اندازه سه نتیجه برتر آن خوب است. شما باید برای یک بوم خالی میکروکپی بنویسید بدون اینکه کاربر را وحشت‌زده کنید. شما باید برای سطوح هوش مصنوعی که محتوا متعلق به شما نیست، طراحی کنید. شما باید راه خود را در مورد الگوهای تعامل با کیبورد عمیقاً بدانید، نه فقط به عنوان یک کادر انتخاب دسترسی.

شما همچنین باید در مورد کروم بی‌رحم باشید. هر پیکسل از رابط کاربری پایدار باید در دادگاه از خود دفاع کند. طراح محصول سال ۲۰۲۶ بخشی ویرایشگر، بخشی تایپوگرافر، بخشی مدیر صحنه و بخشی نجواکننده میانبرهای صفحه‌کلید است. طراح سایدبار سال ۲۰۱۵ عمدتاً فقط یک فهرست‌ساز بود و به همین دلیل است که این نقش تغییر کرده است.

خبر خوب این است که برنامه‌هایی که این کار را درست انجام می‌دهند، به وضوح احساس بهتری دارند. کاربران دلیل آن را بیان نمی‌کنند، اما ابتدا به سراغ آنها می‌روند. سایدبار به دلیل خستگی طراحان در حال از بین رفتن نیست. به دلیل رشد مخاطبان در حال از بین رفتن است.

در این تغییر، یک سیگنال استخدام نیز پنهان شده است. تیم‌هایی که تمیزترین پوسته‌ها را در سال ۲۰۲۶ ارائه می‌دهند، همان‌هایی هستند که دیگر با طراح سایدبار و طراح جستجو به عنوان مشاغل جداگانه رفتار نمی‌کنند. آنها آنها را ادغام کردند. یک نفر، یا یک جفت محکم، کل تجربه ناوبری را در اختیار دارد.

به همین دلیل است که نتیجه منسجم به نظر می‌رسد و چرا برنامه‌هایی که در این انتقال پیروز می‌شوند، آنهایی هستند که با پوسته به عنوان یک مشکل طراحی یکپارچه به جای مجموعه‌ای از ویژگی‌ها رفتار می‌کنند. وقتی ده مدیر محصول مختلف هر کدام می‌توانند چیزی به نوار کناری اضافه کنند، یک کشوی زباله خواهید داشت. وقتی یک طراح، cmd-K، پنل متنی، بوم و حرکات را با هم در اختیار دارد، یک ابزار به دست می‌آورید.

جایی که این محصول شما را رها می‌کند

مهارت آرام دیگر، سلیقه در خویشتن‌داری است. سخت‌ترین چیز در مورد حذف نوار کناری، خالی گذاشتن فضا و اعتماد به کاربر برای یافتن آنچه نیاز دارد است، زیرا فضای خالی برای کاربر قدیمی به عنوان اعتماد به نفس و برای کاربر جدید به عنوان سردرگمی تلقی می‌شود. تنها راه برای نخ کردن این سوزن، یک حالت خالی قوی، یک اشاره cmd-K قابل مشاهده و یک جریان اجرای اولیه است که حافظه عضلانی را قبل از اینکه کاربر حتی متوجه یادگیری شود، آموزش می‌دهد. اکثر تیم‌ها عقب‌نشینی می‌کنند و نوار کناری را در این مرحله قرار می‌دهند، در حالی که تیم‌هایی که عقب‌نشینی نمی‌کنند، در نهایت محصولاتی را ارسال می‌کنند که دیگران بعداً از آنها کپی می‌کنند.

اگر محصول شما هنوز در سال ۲۰۲۶ با نوار کناری پیشرو است، شما یک انتخاب دارید. می‌توانید آن را نگه دارید زیرا واقعاً ارزشش را دارد، که اگر واقعاً منظورتان همین است، پاسخ خوبی است. یا می‌توانید اعتراف کنید که آن را نگه داشته‌اید چون هیچ‌کس در تیم انرژی لازم برای طراحی مجدد پوسته را نداشته است، که دلیل رایج‌تر و خطرناک‌تری است.

در هر صورت، دوازده ماه آینده زمانی است که این مشکل حل می‌شود. رهبران الگو در حال عقب‌نشینی هستند. تیم‌هایی که پوسته برنامه را به عنوان یک مشکل طراحی درجه یک در نظر می‌گیرند، محصولاتی را ارائه می‌دهند که یک نسل جلوتر به نظر می‌رسند. تیم‌هایی که آن را به عنوان یک میراث در نظر می‌گیرند، به نظر می‌رسد که در سال ۲۰۱۸ منجمد شده‌اند، با همان هشت آیکون در سمت چپ و یک فضای کاری فشرده شده در آنچه باقی مانده است.

طرفی را که می‌خواهید در آن باشید انتخاب کنید و طوری طراحی کنید که منظورتان باشد.

نوار کناری پانزده سال عالی داشت. جایگاه خود را به دست آورد و سپس جهان پیرامون آن تغییر کرد. با آن همانطور رفتار کنید که با هر الگوی پیری در محصول خود رفتار می‌کنید، با احترام به آنچه انجام داده، مطالعه دلیل کارکرد آن و جایگزینی آن با چیزی که متناسب با نحوه استفاده واقعی مردم از نرم‌افزار در حال حاضر است. مستطیل لینک‌ها بر نمی‌گردند و برنامه‌ها از پذیرش این موضوع که بی‌سروصدا نسلی از کاربران را به کسانی که قبلاً به آنجا رفته‌اند، از دست می‌دهند.

If your product still wears a sidebar like a uniform, we can help you redesign the shell at /hire.

Get Started

More from Brainy Papers

Keep reading